وب نوشتهای عرفانی و ادبی

ادبی ؛ عرفانی و ...

وب نوشتهای عرفانی و ادبی

ادبی ؛ عرفانی و ...

وب نوشتهای عرفانی و ادبی
عابدان از گناه توبه کنند
عارفان از عبادت استغفار

نشانی در بلاگفا : http://mrfarzi.blogfa.com

کانال: https://t.me/erfaan_amali
دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

شرح مختصر آثار عطار ؛ مصیبت نامه

چهارشنبه, ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۳۴ ب.ظ

یکی ازبرجسته ترین آثار عطار است. شاید پس از منطق الطیر او باشد و به لحاظ پختگی فکر و تنوع اندیشه ها در کمال اهمیت است و ظاهرا به لحاض تاریخی آخرین منظومه عطار به شمار می آید(2).منظومه ایست مشتمل بر 7539 بیت به وزن رمل مسدس مقصور که شیخ آن را در بیان سیر آفاق وسفرفی الخلق گفته است.پس از حمد ونعت وذکر معراج ومنقبت چهار یار وحسنین شیخ مقدمه ایترتیب می دهد مشتمل بر رد کسانی که شعر را مذموم شورده اند ومکروه می داشته اند.دلایل شیخ در رد اقوال مخالفان شعر مبتنی است بر احادیث وروایاتی که در مدح شعر از پیغمبر(ص) وصحابه نقل شده وقصصی که دالست بر اینکه پیغمبر وصحابه شعر شعرا را شنیده وپسندیده واینکه بعضی از یاران پیامبر(ص) خود شعر می سروده اند و این مقدمه شباهت بسیاری دارد به آنچه عبدالقادر جرجانی (متوفی471) در آغاز کتاب معروف خود دلائل الاعجاز در دفاع از شعر وشاعری آورده .آنگاه اساس وطرح کتاب را وصف وخواننده را اندرز میدهد که فریفته ظاهر قصه نگردد وبر باطن وسر مطلب نظر افکند وحقیقت را دریابد وبرای روشن شدن مقصود خود,کیفیت خلقت انسان را ازنطفه وماء مهین تا حالت جنین مزادن وبالیدن وبر آمدن شرح میدهد ودقایقی که در وصف خلقت انسان به کار برده,دلالت دارد بر آنکه شیخ از عقاید حکماء طبیعی واطبا با خبر ومطلع بوده است.پس از آن که آدمی به رشد وبلوغ می رسد وبا چشم خرد در اشیاء وحوادث جهان واختلاف احوال مردم در امور معاش ومعاد می نگرد(که شیخ این مطلب را به تفضیل بیان کرده) قوت ادراک وتمیز ومقایسه احوال مختلف,اورا به طلب حقیقت بر می انگیزد وامور عالم را به معیار عقل می سنجد ویا به به اصطلاح شیخ خاک عالم را غربال می کند ودر نتیجه این طلب و کوشش عنایت وهاب لم یزل دستگیر وی می شود و ا ین میان پیری به سر غربال می آید که تا آخرین مراحل سلوک دستگیر وراهنمای او بوده است,صفاتی که شیخ از برای این پیر ذکر میکند نتیجه می دهد که پیر به عقیده پیخ وجودیست متصف به صفات الهی وبرتر از مقام بشری(مصیبت نامه,ص 62) هم چنانکه وصیت پیر به سالک واندرزهای وی نمونه ایست ازآنچه شیخ معتقد بوده است که سالک باید در سلوک خود رعایت کند وبه راستی بیان شرایط ارادت وطلب است در نظر او(مصیبت نامه,ص64)گفتگوی سالک وپیر بسیارجذاب ومهیج است ودل را ازجا می کند.سالک به هدایت پیر سلوک خود را آغاز می کند,این سالک فکر انسانی است ولی فکری که ازذکرحاصل گردد زیرا به عقیده شیخ فکر دوگونه است:فکرت عقلی,فکرت قلبی.پس سالک ورونده ای که به مراتب واطوار خلقت می گذرد فکرت قلبی است که شیخ در این کتاب مدارج سیر وسلوک اورا در مقامات مختلف وشوون تجلی حق تعالی از عالم غیب و شهادت شرح می دهد.سالک فکرت(به تعبیر شیخ)از عالم علوی وملائکه مقربین ونخست از جبرئیل سیر خودرا آغاز میکند وقصه درد خود را بر اومی خواند و به اندیشه آنکه وی که حامل وحی وروح پاک است شاید از کنه کارورموز معرفت باخبر باشد راهنمایی میطلبد ولی جبرئیل با بیانی سوزناک وآتشین می گوید که او نیز در همین ورطه گرفتار است وراه به جایی نمی برد وسالک نزد پیر خود میرود وقصه خود رابازگو می کند وپیرمرتبهوامتیاز جبرئیل را باز گو میکند وآن صفتی است که جبرئیل بدان مشخص وممتاز است و هرکه بدان متحقق ومتلبس گردد می تواند جبرئیل باشد.

ولی سیر سالک در اینجا متوقف نمی شود و به یاران جبرئیل(میکائیل,اسرافیل و عزرائیل) و تمامی عرش و آسمانها وعناصر وانواع واصناف موالید از جماد ونبات وحیوان رجوع می کند و باهر یک راز خود رادر میان می گذارد وماجرای طلب خویش رادربیان می آورد وهریک به زبانی مناسب سالک را باز می گردانند بی آنگه گرهی از کار وی بگشایند وسالک بیست وهشت مرحله از جبرئیل تا نوع انسان طی می کند و در هرمرتبه نا امید میگردد واز پیر خود باز می گردد وپیر صفت خاص آن را برایش روشن می سازد و بر آن مرتبه می گذارند.از مقاله بیست ونهمسالک سیر خود را در مراتب انبیاء آغاز می کند و یا به حسب ظاهر کتاب,مشگل خود را نزد ایشان میبرد آن پیغمبران که سالک فکرت دست طلب به دامنشان دراز کرده اند عبارتند از: آدم ,نوح,ابراهیم , موسی, داوود , عیسی, محمدمصطفی(ص) .در هریک از این مقالات که مجموعا سی وپنج مقاله است پیخ عطار خطاب سالک را با مضامینی که مناسب مرتبه آن موجود است که طرف خطاب سالک واقع گردیده آرایش می دهد واین مضامین غالبا از روایات وقصص مذهبی استفاده شده ودر افلاک وعناصر وموالید ازمقدمات علوم طبیعی(نزد قدما). با این تفاوت که در بیست وهشت مرحله که قبل از مراحل پیغمبران است هیچ یک از مراتب سالک را به غیر خود مراجعه نداده اند ولی انبیاء هر چند که مشگل سالک را چنانکه باید حل ننموده اند با این همه پیغمبری که بعد آمده او را هدایت کرده وگفته اند که حل این مشگل بسته به عنایت پیغمبر آخرالزمان است . گفت وگوی سالک با پیغمبران به همین منوال میگذرد تا به عیسی(ع)می رسد در اینجا گفته عطار شور انگیز تر می شود وجواب روح الله را بسط می دهد وچند نکته مهم از نکات سلوک را در ضمن این جواب می گنجاند در صورتی که نسبت به دیگران این روش را معمول نداشته است.همین که سالک به آستان مصطفی وصدر وبدر عالم می رسد ,شیخ ما جرعه ای از شراب عشق محمدی می نوشد وسوز و شور دیگری در سخنش پدید می آیدومستی و آتش زبانی آغاز می کند وبسیاری از حقایق توحید واسرار معرفت را از باطن دریاییش بر ساحل عبارت فرو می ریزد واز اینجا درجه اخلاص و صداقت شیخ ما به حضرت سید کاینات(ص) مشهود می گردد وهمین جاست که شیخ دور اندیش نکته بین ما پس از عبوراز مراتب خلقت واطوار آفرینش سر اخلاص بر آستان عبودیت وبندگی شخصی می گذارد که اسرار توحید وعشق الهی را به جهانیان آموخته وتشنگان تفته جگر را اززلال معرفت سیراب تموده است.در این مقاله شیخ از زبان معرفت بارمحمد مصطفی(ص)اسرار فقر را به سالک می آموزد واو را به طی پنج وادی که از این پس شروع می شود ومراحل سیر انفس است دلالت می نماید.

این پنج وادی یا پنج مرحله عبارتند از:

1- حس

2- خیالل

3- عقل

4- دل

5- جان

طرز گفتار وزمینه سخن شیخ در این ابواب نیز مانند سابق است با این تفاوت که در شرح دو وادی آخر (دل,جان) گفتارش بسیار سخت وآتشین می گردد وبسیاری از لطایف تصوف ودقائق عرفان رابیان می کند ودر مقاله چهلم ودر شرح وادی جان,کتاب مصیبت نامه خاتمه می یابد ومراتب سیر آفاق وانفسی نیز تمام می شود.این مقامات مراحلی است که هرگاه سالک آنها را طی کند به ححق واصل می گردد وسعه وجودش به جایی می رسد که همه چیز را در خود می بیند(مصیبت نامه,ص 55) وچنانکه گذشت سفر فی الخلق وسیرالی الله تا همین حد است که عطار باز گفته است وپس از این نوبت به سیر فی الله وسفرفی الحق می رسد که شیخ مدعی است که برای آن نیز می توان کتابی جداگانه نوشت ولی این امر موقوف اجازه حضرت ودستوری پیشگاهست.

آن سفر را گر کتابی نوکنم تا ابد کون پر پرتوکنم

گر بود از پیشگه دستوری نیست جانم را زشرحش دوری

لیک شرح آن بخود دادن دادن خطاست گر بود ازنی از آن حضرت رواست

(مصیبت نامه,ص 364)

وحقیقت آن است که شرح سفر فی الحق ویا سیر فی الله بعقیده صوفیان میسر نیست زیرا به منزله سفر بر روی آب است که نشان پا(جای پا)در آنجا فی الحال ناپدیدار می گردد همچنین سالک در آن مرتبه از خود وآثار خود فانی است

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی