وب نوشتهای عرفانی و ادبی

ادبی ؛ عرفانی و ...

وب نوشتهای عرفانی و ادبی

ادبی ؛ عرفانی و ...

وب نوشتهای عرفانی و ادبی
عابدان از گناه توبه کنند
عارفان از عبادت استغفار

نشانی در بلاگفا : http://mrfarzi.blogfa.com

کانال: https://t.me/erfaan_amali
دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید


بسم الله الرحمن الرحیم

مقدمه

این مطالب توسط   ]یکی از شاگردان حضرت استاد ، کمیلی خراسانی[  تهیه شده است  و انگیزه مولّف از آنجای بود که کتابهای بسیاری در سیروسلوک نوشته شده  است ولی متاسفانه کتابی جامع که هم در گیرنده مطالب عرفان نظری(مطالبی که سالک باید در سیروسلوک خود حتما بداند) وهم در عرفان عملی (مطالبی که سالک در انجام  آن باید تلاش کند ) باشد کمتر دیده می شود  این مطالب با مشورت و تحت اشراف استاد تهیه شده واز مطالب وکتابهای ایشان حداکثر استفاده راکرده ام وهمچنین از سیره و کتابهای بزر گان سیر وسلوک همچون علامه ملّاحسینقلی همدانی علامه قاضی-و استاد بزرگوار حضرت سید هاشم حداد که عمری خالصانه  در این وادی فعالیت داشته اند استفاده شده است.

 

چرا سیر و سلوک ؟

خداوند تبارک و تعالی با وجود فرشتگانی که او را عبادت می کردند ، چه نیازی به انسان داشت که او را خلق کند ؟ انسانی که از خداوند  شاکی می شود  و او  را ناشکری می کند .اما خداوند خواست موجودی خلق کند که سیری ناپذیر باشد .

با توجه به صفاتی که در انسان دیده می شود خداوند موجودی خلق کرده است که هیچ کاری برای او غیر ممکن نیست ؛ مثلاً مغز یک انسان می تواند یک ابر رایانه باشد و بلکه بیشتر از ابر رایانه ، یک برنامه ی بلند را تجزیه و تحلیل کند ، یک انسان می تواند یک حیوان وحشی مانند شیر را رام کند ، یک انسان می تواند مدت ها در یخ زندگی کند ،  ، یک انسان می تواند در گرمای شدید بیابان های دنیا ،جایی که هیچ موجودی نمی تواند زیست کند او می تواند زندگی کند و یا این که یک انسان می تواند صد ها متر روی طناب راه برود . ما انسانیم و خداوند این توانایی را در وجودمان نهاده است پس باید به مراحل بالاتر برسیم ،باید بخواهیم و حرکت کنیم و برنامه را در وجودمان شکوفا کنیم فلذا باید به مسیرزندگانی خود هدف داده و در مسیر حرکت کنیم.

حال ما به عنوان یک انسان باید بفهمیم که خدا چه توانایی هایی در وجودمان قرار داده است ؛ این یعنی خودشناسی ،خودشناسی مقدمه ی خداشناسی است وتنها راه شناخت انسان وارد شدن در وادی سیر و سلوک است .

بر اساس آیات قرآن و احادیث معصومین علیهم السلام؛ هدف از خلقت انسان ، محبت است و تنها  راه رسیدن به محبت خداوند از راه عبادت و بندگی است و این عبادت و بندگی همان راه سیر و سلوک است .

 وقتی انسان خود شناسی را طی کند ، در می یابد که این بشر می تواند چه قدرت هایی داشته باشد و بعد اگر سیر و سلوک را طی کند ، به صفات جمالیه و جلالیه خداوند تبارک و تعالی آراسته می شود ؛ پس در نتیجه ؛

با سیر و سلوک در راه خدا ، انسان به صفات جمالیه و جلالیه خداوند راه پیدا می کند .

حدیث قدسی :

 « ای انسان مرا اطاعت کن تا تو را مثل خودم کنم . » و ما با سیر و سلوک ،خود را آراسته به صفات خداوند تبارک و تعالی می کنیم .

با توجه به این که انسان دارای چهار قوه است (عقلیّه ، وهمیّه ،شهویّه وغضبیّه ) و سه قوه اخیر خاستگاه آتشین دارند وازآن جهت که انسان باید خود را به صفات الهی آراسته کند در نتیجه مخالفت با این سه قوه واطاعت از فرامین قوه عاقله از جمله مواردی است که شایان توجه سالکین باید قرار گیرد.

حضرت امام خمینی (ره ) می فرماید :

 « تمام انبیاء و اولیاء  برای سیر وسلوک آمده اند ،برای سیر وسلوک الی الله بر صراط مستقیم آمده اند ،مردم باید بدانند که ما ایرانی ها علاوه بر این که در راه اسلام جهاد می کنیم که این جهاد اصغر است ، باید از جهاد اکبر، که همان جهاد با نفس است غافل نشویم . (تزکیه از دیدگاه بزرگان ص219)

مسئله اصلی برای پیامبر، سیر وسلوک است .تمامی انبیاء از آدم تا خاتم برای این کار آمدند ، تا ما را تزکیه نمایند .اگر روح انسان پاک گرد د ، اگر روح انسان از صفات رذیله و امراض روحی پاک شود ،یک زندگی راحت در دنیا و آ خرت نیز پیدا می کند و در اثر تزکیه ی روح ،چشم باطن انسان باز می شود واقعیت های دنیا وآ خرت را می بیند .

اثر تزکیه ی دل

در اثر تزکیه، دل محل عبور و مرور ملائکه و الهام الهی می شود .

امام سجاد (علیه السلام) می فرماید : اگر پروردگار خیر وخوبی بنده ای را بخواهد ، دو چشم باطنش را باز می نماید تا به وسیله ی آن ها ،کارهای آخرت خود را اصلاح نماید . (خصال شیخ صدوق ص265)

مراتب روح در انسانهای مختلف:

در کفّار و غیر مسلمانها  روح نباتی جسم ،روح شهوت  و روح نیرو و قدرت

وجود دارد .

در انسان های خوب و شیعیانعلاوه بر روح نباتی جسم، روح شهوت

، روح نیرو و قدرت، روح ایمان نیزوجود دارد .

درمعصومین و شبه معصومعلاوه برروح نباتی جسم،روح شهوت ، روح نیرو و قدرت ، روح ایمان ،روح القدوسنیزوجود دارد .

نهایت سیر وسلوک

 روح ما اگر تزکیه شود ، قابلیت حمل اسم اعظم را داراست ،اسمی که خداوند متعال بر کوه ها عرضه نمود و نتوانستند آن را بپذیرند ولی روح انسان آن را می پذیرد و در سینه ی خودمی گنجاند.

خداوند در حدیث قدسی می فرماید :« من در جهان نمی گنجم و این جهان مخلوق من است اما اگر می خواهی جایی برای من پیدا کنی آن جا دل مؤمن است . » (بحار انوار ج55ص3)

این دل مؤمن است که هیچ چیز و هیچ کس در آن غیراز خدا وجود ندارد ، انسان در این مقام به جایی می رسد که در می یابد عالم محضر خداست و در می یابد که وقتی به نماز می ایستد ،در حال صحبت کردن با خداست. انسانی که این منزل را بپیماید مصداق ولی خداست ودیگر ترس وغم در او راه ندارد  وسراسر وجودش سرور وشادی است .

هدف دین و عرفان اسلامی نزد یک شدن انسان به خداوند است و بهترین راه برای رسیدن به این مقصود، سیر الی الله در طریق سلوک است .

سیر و سلوک یعنی عرفان عملی ، یعنی عبادت و بندگی خدا را نمودن .

برای رسیدن به عرفان عملی ، ابتدا باید علم اخلاق رادر جان خود پیاده کنیم ودر مرحله بعد به مطالعهعرفان نظری پرداخت،ودر نهایت میتوانیم وارد عرفان عملی گردیم،بنابراین سیر و سلوک همان عرفان عملی است .

تفاوت علم اخلاق و عرفان نظری

علم اخلاق : یعنی تزکیه ، یعنی این که سالک خویش را از تمامی اوصاف رذیله دور سازد و خود را به زیور اخلاق حسنه و ملکات فاضله بیاراید .

عرفان نظری: عرفان نظری یعنی آگاهی . و معارف خویش را با مطالعات دینی در بعد عقاید ،اخلاق ، احکام و دستورات الهی افزایش داد تا با بصیرت و شناخت و آگاهی در راه خدا قدم نهاد و در صراط مستقیم قرار گرفت .

حدیث قرب فرائض ونوافل

رسول خدا (صلی الله علیه و آله وصلم ) می فرماید :

 « خداوند عزوجل می فرماید : هیچ بنده ای با وسیله ای که نزد من محبوب تر باشد از آنچه بر او واجب کردم بر من نزدیک نشد ، همانا او با نافله به من نزدیک می شود  تا آن جایی که او را دوست بدارم ، چون او را دوست بدارم، گوش او می شوم که با آن بشنود ، چشم او می شوم که با آن ببیند ، زبان او می شوم که با آن سخن بگوید و دست او می شوم که با آن ضربه زند ، اگر مرا بخواند جوابش  دهم و اگر از من خواهش کند جواب او را بدهم . » (کافی2/352))

امام حسین (علیه السلام ) فرمودند :

 « خداوند قلب دوستانش را جایگاه مشیت و خواسته های خود قرار داد . »( بحار انوار ج85 ص214)

مرحله اول برای سالک انجام واجبات و ترک محرمات است (قرب فرائض)؛ یعنی اینکه سالک  واجبات الهی را بدون اندکی کم وزیاد انجام دهد و محرمات و معاصی را با تمام وجود چشم بپوشد.

در مرحله ی دوم که مرحله ی بالاتری است (قرب نوافل)، سالک می کوشد به مستحبات و نوافل بپردازد و از مکروهات دوری جوید .

انجام واجبات و مستحبات و ترک محرماتو مکروهات  باید طبق رساله های مراجع عظام باشد تا سیر و سلوک شرعی شود، پس از این مرحله وارد مرحله ی صفای باطن می شویم .

در سیر و سلوک ، نفس به مقام ( فناء فی الله و بقاء بالله ) می رسد .

عارف آن باشد که از هستی خود بمیرد و به هستی خدا زنده شود .

امام حسین (علیه السلام ) در تفسیرآیه 56 سوره زاریات "من جن وانس را نیافریدم مگر برای آن که مرا بندگی کنند "می فرماید :

فلسفه خلقت انسان معرفت خداست و راه وصول به معرفت خدا ، بندگی و عبادت است و به گفته ی شاعر،فکر عارف همیشه این است که : از کجا آمده ام ؟ آمدنم بهر چه بود ؟ به کجا می روم ؟

 

دو طریق در سیر سلوک

الف) راه شرعی

 ب) راه غیرشرعی

·        راه شرعی راهی است استوار برشریعت است؛محال است کسی بگوید" من سیر وسلوک شرعی دارم اما مرجع تقلید ندارم .

·        درسیروسلوک شرعی اولین مرحله بعد از بیداری (یعنی سالک باورکند که جا مانده و خواهان رشد است )توبه و تزکیه است .

·        در راه شرعی انسان خود را کسی نمی داند ومنیّتی در وجود او ندارد. خداوند عزوجل می فرماید : « در راه خدا قیام کنید . »

·        شخص ، خدا را به جای خود معرفی می کند .

 

·          این راه ، راه عشق به خداست ،البته از طریق ائمه اطهار (علیهم السلا م ) توأم با عبادت خالصانه ،خدمت به خلق ، حضور دائم ،توسل ،تحصیل اشتغالات مختلف اجتماعی ، سیاسی ،اقتصادی و پرهیز از انزوا و رهبانیت مذمومه .

·         در این راه خوردن و خوابیدن باید در حد معقول باشد ، کسی نمی تواند سرخود حلال خدا را حرام کند ، مثلاً بگوید" نباید گوشت خورد" ، بلکه راه این است که کم خورده شود ، نه اینکه اصلاً گوشت خورده نشود .

·          در این راه انسان باید همیشه خدا را شاهد و ناظر اعمال خود بداند و بازگشت همه ی امور به خدا، را باور داشته باشد . (...والی الله ترجع الامور ) .

·         در این راه ،تسلط بر نفس اماره مهم است و نفس اماره در حد اعتدال کنترل می شود ؛ نه در حد افراط ونه در حد تفریط .

 

راه غیر شرعی

·         در این راه ، شخص ، خدا را به دیگران معرفی نمی کند بلکه ، خود ، را به دیگران معرفی      می کند .

·          بیشتر برای کسب قدرت های روحی استفاده می شود .

·          برای تسلط بر دیگران و تحمیل افکار خود به دیگران ،استفاده می شود .

·          در این راه ، ملاک ، کسب قدرت است وتزکیه ، اصلاً در این راه وجود ندارد و یا تزکیه را نیز برای کسب قدرت استفاده می کنند .

·          در این راه ، بعضی از افراد ، خود را شریک در مقام نبوت و وصی به آن مقام می دانند .

·          این راه ، دین را دست و پا گیر دانسته و نیازی برای انجام آن نمی بیند .

·         در راه غیر شرعی، گاهی ریاضت کشیدن ، از احکام عبادی دین سخت تر است و سالک این راه ، باید  آن ها را طی کند .

·          در این راه ، گاهی باید از دنیا و رفاه خود برای رسیدن به خواسته های دنیوی بالاتر و کسب قدرت های بیشتر گذشت ؛ مثلاً برای کسب قدرت باید از خواب گذشت .

·         این راه ،راهی شخص محور است .

·          در این راه ،کشتن و نابودی نفس اماره در نظر است ؛ مثلاً برای مهار کردن شهوت ؛ آلت تناسلی را قطع می کنند ، یا ازدواج را حرام می دانند ، مانندراهب ها(مردها) راهبه های(زنان) مسیحی که ازدواج را بر خود حرام کرده اند..

 

انواع استاد در سیر الی الله

الف: استاد عام                   

ب:استاد خاص

 

الف: استاد عام

اهمیت  استاد تا بدان جاست که طبق تصدیق برخی از بزرگان؛ اگر انسان نیمی از عمر خود را در پیداکردن استاد کامل صرف کند ، جا دارد .

علامه قاضی ( رحمة الله علیه ) می فرماید :

« اگر 50 سال به دنبال استاد بگردی ،ارزش دارد و در اولین ملاقات ، نصف راه را رفته ای . »

در حدیث داریم که اگر برای کسی راهنمایی نباشد ، شیطان راهنمایش می شود که او را گمراه کند .

یکی از بحث هایی که در سیر و سلوک بسیار اهمیت دارد این است که انسان در شک وتردید راه می رود و با خود می گوید "آیا فلان آقا خوب است ؟ آیا نزدش بروم ؟ نروم ؟ سه روز می رود ، چهار روز نمی رود ، این شک و تردید باعث می شود که از اینجا رانده و از آنجا مانده  شود .

·        در عرفان نظری باید تمام مراحل را با استاد عام طی کرد و بعد با استاد خاص پیش رفت چون وقت استاد خاص بسیار ارزشمند است واستاد خاص زمان این را ندارد که با سالک مبتدی کار کند ؛ بنابراین

سالک مبتدی باید مراحل را با استاد عام بگذراند .

·        در خدمت استاد خاص نمی  توان از عرفان نظری بحث کرد وعرفان عملی را  باید با استاد عام گذراند .

·        در یک شهر، ممکن است چند استاد عام وجود داشته باشد و ملاک ، شغل و یا تحصیلات ایشان نیست .

·        در کتاب مصباح الهدی آمده است حتی اگر استاد عام شما ناقص باشد ، خداوند به واسطه او مطلبی را که باید به شما برساند ، از طریق همان استاد  ناقص می رساند .

 

آیة الله بهجت می فرماید :

«اگر در عرفان جدّیت و اخلاص داشته باشید ،به اذن الله در و دیوار معلم شما خواهند شد وگرنه

هم چنان که محبت پیامبر (صلی الله علیه و آله وصلم) در ابوجهل اثر نکرد ، سخن آقا امام زمان

 (علیه السلام ) نیز در شما تأثیر نخواهد داشت . »

 

حواریون از حضرت عیسی ( علیه السلام) پرسیدند ،با چه کسانی هم نشینی کنیم ؟حضرت عیسی

 ( علیه السلام) فرمودند : مَن یُذَکِّرُکُم اللهَ رُؤیَتُه و یزید فیِ عِلمِکُم مِنطِقُهُ وَ یُرَغِّبُکُم اِلَی الآخِرَةِ عَمَلُهُ.»

« 1- کسی که دیدار او شما را به یاد خدا بیندازد 2- گفتارش، بر دانش شما بیفزاید 3- کردارش ،شما را مشتاق آخرت سازد . » بنا براین  :

شرط  اول : کسی که وقتی او را ببینی ، به یاد خدا بیفتی ؛حتی قبل از اینکه حرفی بزند و یا حتی از فاصله ی دور .

شرط  دوم : وقتی با او دیدار کردی ومشغول صحبت شد ،گفتارش بر معلومات شما بیفزاید و نیز

 جاذبه ی خدایی داشته باشد .

 

شرط  سوم: کسی که دلش برای خدا باشد و رفتار و کرداراو انسان را به سوی آخرت ترغیب کند .

 

دو صفت برای استاد عام

1-هدایت به سمت استاد خاص .

2- زمینه سازی برای حضور در نزد استاد خاص .

 

راه شناخت استاد عام

1-بررسی شخصی

2-رجوع به اهل خبره

3-معرفی استاد پیشین

درصفحه 197 مطالب سلوکیه از ملاصدرا ،درباره ی اهمیت استاد آمده است ؛چنان به استاد بچسب همانند نابینایی به شخص دیگری که دست او را می گیرد .

 

سعی نابرده در این ره به جایی نرسد            مزد اگر می طلبی طاعت استاد ببر

طی این مرحله بی همرهی خضرمکن          ظلمات است بترس از خطر گمراهی

ب:استاد خاص

خداوند درباره ی حضرت خضر این گونه می فرماید :

«فَوَجَدَا عَبْدًا مِنْ عبَادِنَا آتَینَاهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْد‌ِنَا وَعَلَّمْنَاهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْمًا»   (  (کهف ایه 12)

« بنده ای است که بر او رحمت خاص ارزانی داشته و او را به علم لدنی خود تعلیم داده ام . »

علامه بحر العلوم ، شناخت دقیق راه ،امراض نفسانیه ،راه معالجه و کیفیت علاج نفوس را در استاد کامل می بیند ؛لذا رجوع به شیخ و استاد را امری لازم و حتمی می شمارد .

علامه شعرانی در شرح اصول کافی ، با عبارتی گویا ، نیاز به معلم و استاد کامل و عدم توانایی تشخیص وساوس شیطانی را چنین بازگو نموده است ؛

« در طول تاریخ فراوان بوده اند کسانی که صرفاً با استفاده از ذهن نقاد و هوش سرشار خود خواستند که مراتب عملی را بپیمایند اما در اثر آن که از ارشادت های استاد کامل بی بهره بودند ، دچار گمراهی گشتند » و یک نمونه شیخ احمد احسایی است که در شرح حال او این چنین آمده است :

«- آن که او حکمت نیاموخته بود و فلسفه ندیده بود آن گاه به اتکا به فهم نقاد و ذهن رند در صدد آمد خود به خود و بدون استاد کتاب ها را مطالعه کند و از جهان و اسرار و رموز عالم رب و ماوراء ماده آگاه گردد .

- این که برای وصول به اهداف عالیه عرفان و مکاشفات ربانی نیز بدون بدون تربیت و تعلیم به ریاضت های شاقی اشتغال پیدا نماید . »

 

مشخصات استاد خاص :

1-شناخت دقیق راه

2- شناخت امراض نفسانیه

3-راه حل معالجه وداشتن علم کیفیت علاج نفوس

 

 

پنج مسئله اصلی در سیر وسلوک

 

1- گناه نکردن

2-نماز

3-احترام به پدر و مادر

4-رفتار شاگرد با استاد(مانند میتی در دست غسّال)

5-کتمان

 

نیت

نیت همان انگیزه و قصدی است که انسان را بر انجام عمل وا می دارد .

پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آل وصلم ) می فرماید :

حدیث اول :  « نیت مؤمن از عملش بالاتر و بهتر است »

حدیث دوم :  « نیت ، به منزله ی روح است وعمل  به منزله ی جسم ؛ پس حیات جسم ، مشروط به ،وجود جسم است . »

خداوند تبارک و تعالی می فرماید: پس خدا را بخوانید در حالى که دین را براى او خالص کرده باشید

( غافر ایه 14)

امام جعفر صادق (علیه السلام ) می فرماید :

« نیت برتر از عمل است و آگاه باشید که نیت حقیقت عمل است .»

فلسفه ی نیت

به صورت اختصار عنصری که به عمل انسان بها می دهد ، نیت و انگیزه و هدف اوست .از همین رو در آیات قرآنی عبارت " فی سبیل الله " 70 مرتبه آمده است و این هشداری است برای این که انسان مواظب اعمال و نیات خود باشد که برای غیر خدا  یا انگیزه های نفسانی نباشد ؛ بلکه تنها برای خدا باشد.

·        نیت رکن عبادت است .

·        مقدس ترین کارها به دلیل نیت بد فاسد می شود و ساده ترین کارها با نیت نیک ، ارزش بسیار پیدا

 می کند .

·        نیت شرط قبولی عمل است . محقق طوسی می گوید :

 « نیت قصد انجام دادن کار است و آن واسطه ای است میان علم و عمل ، زیرا انسان تا چیزی نداند قصد انجام آن را ندارد . »

انواع بندگی از جهت نیّت

امام جعفر صادق (علیه السلام ) می فرماید : قوم عبدوا الله خوفا فتلک عبادة العبید، و قوم عبدوا الله طمعا فتلک عبادة الاجراء و قوم عبدوا الله حبّا فتلک عبادة الأحرار

« مردم در عبادت خدای عزوجل به سه گروه تقسیم می شوند :

1-خداوند را به انگیزه ی پاداش عبادت می کنند و این عبادت آزمندان است و آن طمع است .

2-خدا را از ترس دوزخ عبادت می کنند و این عبادت بردگان است و آن ترس باشد .

3-اما من خدای عزوجل را به خاطر عشق و محبت به او عبادت می کنم و این عبادت کریمان است . »

در رساله لب الباب آمده است ؛ نیت آن است که سالک منظوری در سلوک جز خود سلوک و انجام وظیفه و فناء در ذات احدیت نداشته باشد و در این منظور خالص باشد . بر اساس آیه ی قرآن :

 " پس خدای را در حالتی بخوانید که نیت خویش را برای او خالص گردانیده اید . "

اخلاص

یعنی پاک کردن نیت از شرک و ریا .

اخلاص از شرایط عمومی تمام عبادات است ؛فقیهان آن را شرط صحت عمل ، حکیمان آن را شرط قبولی عمل و عارفان آن را شرط وصول عمل می دانند.

تا عمل رنج الهی  آسمانی نداشته باشد به سوی خدا بالا نمی رود و موجب قرب محبوبنمی شود .

چنانچه از آیات و اخبار بر می آید اخلاص ، اساس عبادات و حقیقت آن است در واقع روح عبودیت و بندگی است ، عبادت جز با اخلاص مشتاق و محبوبی ندارد.

بهترین عمل آن است که خلوص آن بیشتر باشد.

امیر المومنین علی علیه السلام می فرمایند :

اعمال آدمی بدون ارزش است مگر اعمالی که با خلوص انجام گیرد .

درقرآن آیه 163 سوره مبارکه انعام: قُلْ انَّ صَلوتى وَنُسُکى وَمَحْیاىَ وَمَمَاتى لِلّهِ رَبِّ الْعالَمینَ لا شَریکَ لَهُ وَبِذلِکَ امِرْتُ وَأنَا اوَّلُ الْمُسْلِمینَ.

بگو ای پیامبر همانا نماز و طاعت و کلیه اعمال من و حیات من و ممات من همه برای خداست که پروردگار جهانیان است ، او را شریکی نیست و به همین اخلاص کامل مرا فرمان داده اند و من نخستین مسلمانم.

 

پیامبر صلی الله علیه و آله وصلم می فرمایند :

جبرئیل به من خبر داد که خداوند عزوجل فرموده است اخلاص سری است از اسرار من است که آن را در دل بندگانی که دوستشان دارم به امانت می سپارم.

(بحارالانوار ،ج 67 ، ص 249) .

حضرت زهرا سلام الله علیها می فرمایند : عَنْ سَیِّدَةِ النِّسَاءِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهَا قَالَتْ مَنْ أَصْعَدَ إِلَى اللَّهِ خَالِصَ عِبَادَتِهِ أَهْبَطَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ إِلَیْهِ أَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ

هرکسی که عبادت خالص خود را به سوی خدا بالا بفرستد خداوند عزوجل بالاترین مصلحت را برایش فرو می فرستد. .(بحارالانوار، ج67، ص 249) .

امام صادق علیه  السلام می فرمایند:

نیت برتر از عمل است وآگاه باشید که نیت حقیقت عمل است.

(وسائل الشیعه/ جلد1/صفحه 51)

 

امام خمینی رحمه الله علیه در درس اخلاق خود می فرمودند :

 به خدا قسم معلوم نیست ما در عمرمان یک لا اله الا الله را درست گفته باشیم و اگر انسان در هر عملی سعی کند آن را فقط برای خدا انجام دهد به مرور زمان خلوص او بیشتر

می شود و اعمالش رنگ خدایی پیدا می کند ،البته شیطان تلاش می کند که این اخلاص به دست نیاید و تاآنجا به ممکن است رفتار انسان را به ریا آلوده کند، نباید ناامید شد بلکه باید مبنای خود را بر اخلاص بگذارد و امیدوار باشد به تدریج به اخلاص دست می یابد.

 

مراحل اخلاص

1)پاک سازی عمل از ریا

الف) محض ریا: یعنی عمل فقط و فقط برای نشان دادن عمل به مردم انجام می شود.

ب) انضمام ریا: یعنی انجام عمل هم به نیت قصد قربت به خداوند و هم به قصد ریا ونشان دادن عمل به مردم باشد .

پ) ریا در بعضی از اجزاء عمل: چه آن بعضی واجب باشد یا مستحب.

ت) ریا در مکان عمل: اگرچه خود عمل برای خدا باشد مثل خواندن نماز در صف اول  جماعت ، که انتخاب صف اول برای ریا باشد .

د) ریا در زمان عمل: گرچه خود عمل برای خدا باشد مثل خواندن نماز اول وقت که انتخاب نماز اول وقت از روی ریا باشد.

ذ) ریا در وصف عمل: مثل خواندن نماز با خشوع از روی ریا.

 

2)پاک سازی عمل از ریا بعد از عمل:

 

گاهی مخلصانه انجام می گیرد ولی بعد از اتمام عمل ، صاحب عمل کاری کند یا سخنی بگوید که به دیگران بفهماند فلان عمل را انجام داده این عمل گرچه مبطل عمل عبادی نیستاما اخلاص را شائبه دار می کند.

امیر المؤمنین علی (علیه السلام ) می فرماید : « اخلاص میوه ی یقین است . »

 و یا در حدیث دیگر می فرماید :

« آن گاه که نیت ، صالح باشد و یقین قوت گیرد ، عمل انسان از هر ناخالصی پاک می شود . »

رسول خدا  (صلی الله علیه وآله ) می فرماید :« عمل کمتان را با اخلاص همراه کنید تا آن عمل کم ، شما را کفایت کند . »

رسول خدا  (صلی الله علیه وآله ) می فرماید : « بنده ، به حقیقت اخلاص نمی رسد تا زمانی که ستایش کردن مردم را دوست نداشته باشد برای کار هایی که برای خدا انجام داده است . »

 

رسول خدا (صلی الله علیه وآله ) می فرماید :« هیچ عملی از انسان پذیرفته نمی شود مگر به قدر اخلاص آن . »

امیر المؤمنین علی (علیه السلام ) می فرماید :« اول دین ، معرفت ، و کمال معرفت ،توحید ، وکمال توحید ، اخلاص است و کمال اخلاص ، رفع صفات رذیله است . »

حاج اسماعیل دولابی فرمود :

 « اخلاص عملی است که نه برای بهشت و نه برای دنیا و نه از ترس آتش جهنم باشد و فقط و فقط برای رضای خدا باشد . نمونه ی آن همین شیر گاو و گوسفند است در حالی که هم جوار خون و مدفوع و بول است نه رنگی و نه بویی از هیچکدام از این ها را را به خود نمی گیرد و رنگ و بوی خود را دارد ؛ اعمال انسان نیز نباید رنگ و بوی دنیا و بهشت و یا ترس از جهنم را به خود گیرد بلکه تنها باید رنگ و بوی خدا را به خود بگیرد .

طبق مطلب دوازدهم از کتاب مطالب سلوکیه ،نیت در بهره ها و لذایذ نفسانی دارای نقش مؤثری است و حتی در مستحبات و آداب شرعی مثل نماز شب و دیگر مستحبات .پس اول باید نیت و انگیزه ی اصلی پاک شود و بعد مبادرت به عمل شود و سالک نباید فقط به جنبه ی مستحب بودن عمل نظر کند و چه بهتر است که با دستور استاد باشد تا از خطر حظ نفس محفوظ بماند .

امام علی علیه السلام:« زهد، خلق و خوی مخلصین است. »

در این مرحله انسان مخلص قلبش از رغبت به غیر خدا خالص می گردد.مخلَص یعنی خالص شده ها و خداوند برای پیامبران خود استفاده نموده است .(سوره یوسف آیه 24، سوره مریم آیه 51) .(سوره لقمان آیه 32، سوره عنکبوت آیه 65) .

 

نشانه های اخلاص

1-عدم انتظار و ستایش و سپاسگذاری

حضرت محمد (صلی الله علیه و آله وصلم ) می فرمایند :

هر چیزی حقیقتی دارد و انسان مؤمن به حقیقت اخلاص نمی رسد مگر آن که میلی

نداشته باشد تا در برابر کارهایی که برای خدا انجام می دهد مورد ستایش قرار گیرد .

2-رضا و توکل

در حدیث آمده حضرت محمد (صلی الله علیه و آله وصلم ) از جبرییل پرسید اخلاص چیست؟

جبرییل پاسخ داد مخلص کسی است که دست حاجت به سوی دیگران دراز نکند و سعی کند تا خود کفا شود و به آن چه دست یافت راضی شود و از بقیه ی آن به دستگیری نیازمندان بپردازد .

3-پرهیز از بدی ها

نشانه های مخلص چند چیز است :

الف ) قلب او سلیم است .

ب) اعضا و جوارح خود را تقدیم خدا می کند .

ج) خیر رسان است و به کسی شر نمی رساند .

 

عوامل و اسباب اخلاص

امام علی علیه السلام می  فرمایند:

حدیث اول :« اخلاص میوه ی یقین است  » .

حدیث دوم : « اخلاص عمل ، از یقین قوی و نیک اندیشی سرچشمه می گیرد .» غرر الحکم 61

حدیث سوم : « خلوص انسان به اندازه ی قوت دین اوست . » غرر الحکم 93

حدیث چهارم : « اخلاص ، میوه ی علم و معرفت است .» غرر الحکم 61

حدیث پنجم : « سر آغاز اخلاص ، نا امیدی از ما سوی الله است . » غرر الحکم 198

حدیث ششم : « آرزو هایت را کم کن تا اعمالت خالص شود . » غرر الحکم 155

حدیث هفتم : « اخلاص میوه ی عبادت است . » غرر الحکم 197

 

آثار و فواید اخلاص

1-بصیرت و نورانیت دل :

حضرت محمد (صلی الله علیه و آله وصلم ) می فرمایند :

هیچ بنده ای 40 روز متوالی قدم در واد اخلاص ننهاد جز این که چشم های حکمت و معرفت

از قلبش به زبانش جاری می شود .

2-حکمت :خضوع تمام غیر خدا ( ما سوی الله ) در برابر انسان مخلص ؛

بی تردید هر چیزی در برابر مؤمن ،خاضع و خاشع است و همه چیز از او هیبت دارد ؛ چنانچه بنده ای مخلص باشد ، خداوند ترس او را در دل همه چیز حتی حشرات زمین و پرندگان آسمان قرار می دهد.( بحار الانوارج64ص305 )

3-کفایت امور و درمانده نشدن در کارها

حدیث قدسی :( بحار الانوارج82ص136)

خداوند تبارک و تعالی می فرماید : « اگربنده ی خود را دوستدار اخلاص و خداجویی بیابم ، اداره ی امور او را مشخصاً بر عهده می گیرم و کارهای او را به دیگران واگذار نمی کنم »

4-سعادت و کامیابی

امام علی علیه السلام می  فرمایند: غرر الحکم 155

حدیث اول :« اعمال خود را خالص کنید تا سعادتمند شوید » غرر الحکم ص155

امام جواد (ع) می فرماید:

« برترین عبادت ها اخلاص است . »بحار الانوارج67ص245

 

بندگان مخلص خدا در قرآن

 

1-حضرت یوسف

« ما این چنین کردیم تا بدی و فحشا را از او بگردانیم چرا که او از بندگان مخلص ما بود »

(سوره ی مبارکه ی یوسف آیه ی 24 )

2- حضرت موسی

« در این کتاب از موسی یاد کن ، او مخلص بود و رسول و پیامبر و والا مقام بود . »

(سوره ی مبارکه ی مریم آیه ی 51 )

بعضی از آیاتی که در باره اخلاص حضرت علی (ع) آمده است

3- انفاق در رکوع :

« ولی و سرپرست شما تنها خدا وپیامبر و مؤمنانی هستند که نماز به پا می دارند و در رکوع زکات می دهند .»

(سوره ی مبارکه ی مائده  آیه ی 55)

 

4-خوابیدن در بستر پیامبر (صلی الله علیه و آله وصلم )

«بعضی از مردان اند که از جان خود در راه رضای خدا درگذرند ، خدا دوستدار چنین بندگان است .»

(سوره ی مبارکه ی بقره  آیه ی 207)

5-نزول آیه ی هل اتی

نتیجه گیری اخلاص :اصل عبادت اخلاص است و سایر اعمال در سایه ی اخلاص عنوان پیدا می کند و کاملمی شود .

 

اذکار

 

اذکار دو دسته اند :

الف:اذکار عام             

ب:اذکار خاص

 

الف:اذکار عام

منظور از اذکار عام ذکری است که به اجازه ی استاد نیازی ندارد و انسان می تواند بدون عدد و زمان خاصی انجام دهد .طبق آیه ی 41 سوره ی مبارکه ی احزاب :

"  یا ایّها الذینَ امنوا ذکروا الله ذکراً کثیرا   "

" ای کسانی که ایمان آورده اید خداوند را ذکر کنید ،ذکری بسیار "

حضرت آیة الله کمیلی حفظه الله می فرمایند :

« در اذکار عام مانند استغفار و صلوات ، نیازی به اجازه ی استاد نیست مگر این که تعداد صلوات ها و     استغفارها زیاد باشد و یا لازم باشد برای آن ها چله نشینی شود . »

اذکار عام شامل ؛ صلوات - استغفار تلاوتقرآنوحدوداًنمازمیباشد .

·        اگر انسان اذکاری که از توان او بالاتر است انجام دهد مانند کسی است که ،غذایی را که برای بدن

مایه ی توان و انرژی است ،بیش از حد بخورد ؛ تا جایی که همین غذا باعث دل درد و ناراحتی معده شود و برای تخلیه ی آن نیز نیاز باشد وقت بیشتری را در توالت بگذراند .

·        اذکاری که از توان انسان بیشتر باشد باعث حجاب های ظلمانی و نورانی می شود که انسان بعداً برای   پاک کردن این حجاب ها باید زحمت زیادی بکشد .

رسول خدا  (صلی الله علیه وآله ) می فرماید :

« هرکس که خداوند را بسیار ذکر کند حق تعالی او را دوست دارد و هرکس که خداوند را بسیار ذکر کند برای او دو برات نوشته می شود یکی برات از آتش و دیگری ، برات از نفاق .» ( بحار الانوار ، جلد 93، صفحه ی 160 )

 

مراتب ذکر

1-مرتبه ی اول ذکر عام است ؛ و آن ذکری است که فایده اش ، دور ساختن غفلت است و همین که سالک غفلت را از خود دور سازد ، حتی اگر به زبان ، ساکت باشد بازهم ذاکر است .

2- مرتبه ی دوم ذکر خاص است ؛ که ذاکر در این مقام ، حجاب عقل و تمییز را دریده و با تمام قلب متوجه خداست .

3-مرتبه ی سوم ذکر اخص است که مرحله ی فنای ذاکر است ، که ذاکر از خود فانی است و به دوست باقی است .

البته یکدفعه نمی توان وارد ذکر اخص شد بلکه باید از ذکر عام شروع کرد تا با توفیق الهی به مرتبه ی ذکر اخص رسید و باید دانست که ذکر گفتن ذاکر ، عین توفیق الهی و عین جواب حق به ذاکر است و در حقیقت هر بار الله گفتن ذاکر عین لبیک گفتن مذکور است .

 

اذکار شرعی

1-پله پله بالا می رود ، وقتی یک ذکر تمام شد ، ذکر بعدی می رسد و انسان با هر ذکر چند صفت الهی  را به دست می آورد ؛ مثلا با اذکاری که چشم برزخی  را باز می کند ، صفات ستار العیوبی را هم رشد می دهد .

2-بیشتر اذکار ، برای آدمیّت و کسب صفات انسانیت استفاده می شود ؛ مانند رحمانیت ، کریم بودن و...

 

اذکار غیر شرعی

.1-بیشتر برای کسب قدرت های روحی استفاده می شود .

2-برای تسلط بر دیگران و تحمیل افکار خود به دیگران استفاده می شود .

اذکار خاص

اذکاری هستند که دارای عدد و زمان و آداب خاصی در گفتن می باشند و تأثیر خاصی هم بر روی شخص می گذارد و ذکر خاص معمولاً برای افراد خاص می باشد که در مسیر سیر وسلوک الی الله با نظارت استاد ، طی طریق می کنند .نکته ای در ذکر خاص وجود دارد و آن این است که استادی عالم ، که باطن شخص را

 می خواند، باید به فرد ذکر بگوید و تعداد این اساتید هم کم است . پس این طور نیست که انسان کتابی را بخواند و خودش شروع به گفتن ذکر خاص کند و یا این که  از هرکسی ، ذکر بخواهد .

اذکار خاص ، بعضی جلالیه و بعضی جمالیه اند ، در نفس انسان  آثار و تبعات سرد وگرم ایجاد

می کنند ، موکلین غیبی اعم از فرشتگان و اجنه و ارواح دارند و یااذکاری که مکاشفه را صورت

می دهد ؛ که سالک نمی داند چگونه با آن ها برخورد نماید ؛ پس باید کماً ، کیفاً و تماماً تحت اراده و

 سلطه ی استاد ، و در اشراف و اراده ی او باشد و از او مخفی نماند . فنا شدن در روح استاد ، موجبات

فیض بردن از فیوضات و اشرافات استاد را فراهم می آورد زیرا استاد شاگردش را در باطنش و در اراده اش مستعد این فیوضات می بیند .

 

رفیق راه

 

در بحث رفیق راه ،چهار بحث مطرح است :

1- کتاب ها ی عرفانی

2- همنشین

3- استاد عام

4 - استاد خاص

 

1 -  کتاب های عرفانی و اخلاقی

برای جذب دوستان وآشنایان و برای کسانی که هنوز در مسیر سیر و سلوک رفیق راه پیدا نکرده اند  کتاب های عرفانی و اخلاقی و زندگی نامه ی علما سفارش می شود .

2- دوست و رفیق

پس باید رفیق راه داشته باشیم ، اگر خداوند صدق نیت سالک را دید و سالک با کتاب هایی که در حد مطالب اولیه ی سیر و سلوک باشد انس گرفت ، نوبت به کار خدا می رسد که رفیق راه را برساند و انسان را به یاد خدا و مرگ بیندازد ، حال اگر رفیق راه ضعف داشته باشد باید تحمل کرد و اگر در جایی رفیق کامل تر باشد ، باید با او راه رفت .

پس از این که با رفیق همراه شدی و در این بین اگر صدق داشته باشی طبق آیه ی آخر سوره ی عنکبوت ، خداوند استاد آن را نصیب می کند .

در این میان ضرب المثل های فارسی زیادی نیز داریم از جمله :

 ـــ  بگو رفیقت کیست ؛ تا بگویم چگونه آدمی هستی .

ـــ  تو اول بگو با کیان زیستی           پس آنگه بگویم تو کیستی

ـــ  دریغ و درد که تا این زمان ندانستم که کیمیای سعادت ، رفیق بود و رفیق

3 و 4 -  استاد عام و استاد خاص

اگر در شهری چند استاد عام باشد باید در برابرش زانو بزنیم ؛ زیرا ملاک شغل نیست حالا می خواهد هر شغلی داشته باشد ، شخص ملاک نیست بلکه ، خدا ملاک است و رفتاراوملاک است که آیا در راه قران واهل البیت (ع) است.

نکته : (مطلب 16-مطالب سلوکیه- صفحه 29)استاد عام و استاد خاص ، در راه سیر و سلوک رفیق راه هستند و به عنوان راهنما در این مسیر شناخته می شوند ؛ بنا بر این اطاعت از دستور آن ها واجب است .

برای نمونه ؛ اگر مادامی که در بیابان ، کوهستان یا جنگل به سخن راهنمای خود گوش ندهیم ، باعث

گمراهی و گم شدن از مسیر خواهد شد و احتمال مرگ نیز می رود ؛ حال بیاییم این سوال را از خود

بپرسیم  ؛  آیا در کوه و بیابان که اطاعت از فرمان راهنما واجب است ، در راه سیر و سلوک که راه بسی خطرناک تر و دشوار تر است اطاعت از امر استاد  واجب نیست ؟

 

شریعت -  طریقت -  حقیقت

شریعت :

 شرع در لغت به معنای سنت ، قانون و باز کردن راه حرکت صحیح به وسیله ی ارائه ی مقررات است .

طریقت :

 طریقت در لغت به معنای روش ، کیفیت و حالت است که مفهوم واقعی آن بر اساس حقیقت لغوی ، یعنی حرکت و عمل بر طبق قانون خاص یا مقررات معلومی است .

حقیقت :

حقیقت به معنای حق ؛ یعنی ثابت کردن ، ثابت بودن ، پی بردن به یک واقعیت است .

تعاریفی که در رابطه با، شریعت -  طریقت -  حقیقت وجود دارد :

1 شریعت،مراعاتظاهراحکامرامیگویدوطریقتمراعاتباطناحکام؛یعنیشریعتراهیاستکهانسانرابهطریقتوحقیقترهنمونمیسازد .

2 شریعت،احکامظاهرواحکامراجعبهتناستوطریقتآدابباطنوراجعبهدل .شریعتآراستن ظاهر است به طاعت و عبادت ، اما طریقت پاکیزه نمودن باطن است به اخلاق پسندیده ، دوستی و یاد خدا ، روشن ساختن دل وشناخت او ، حقیقت غایت نهایی  طریقت وصول به حق است .

3 شریعتهمچونشمعیاستکهراهرانشانمیدهدوآنعبارتاستاز؛احکامودستوراتیکهرعایت آن ها انسان را به طرف کمال می کشاند . پس فایده ی شریعت ، راهنمایی است وپس رهرویی به طرف کمال طریقت است .

4 شریعتراهخداستکهآنعبارتاستازمجموعهیاصولوفروع،حلالوحراموبرنامههایحَسَنواحسَن .

طریقت عبارت است از عمل به آن قوانین در کمال احتیاط  و اخذ به احسن .

حقیقت عبارت است از پابرجا کردن  واقعیت های الهی ، در روح  و قلب و در مرحله ی عمل است با معرفت و تکرار برنامه ها و ریاضت های شرعیه ی الهی تا سرحد کشف و عیان یاسرحد حالتی استوار و دریافت برنامه هایی به صورت یقین .

5- شریعت ، همان دستورهای خدا وپیامبرش می باشد از قبیل ؛وضو ، نماز ، روزه ،زکات ، حج ، ترک محرمات و بالاخره مراعات اوامر و نواهی .

طریقت همان پرهیزگاری و انجام اموری است که انسان را به خدا نزدیک تر سازد (مقصود نوافل ).

همان گونه که خداوند در حدیث قدسی می فرماید :« بنده ی من با نوافل به من تقرب حاصل می کند .»

حقیقت وصول به مقصد است (یعنی لقاء الله ).

خداوند در قرآن می فرماید : فَمَن کَانَ یَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا یُشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا " (سوره کهف، آیه 110)« هرکس که امید به لقاء پروردگار خود دارد باید عمل صالح انجام دهد و هیچ کس را در عبادت ، با خدا شریک نسازد .»

نظر امام خمینی ( رحمة الله علیه ) این است که :

در هیچ حالی و هیچ منزلی از منازل سلوکی نمی توان از بی نیازی سخن گفت زیرا این سخن شطحی بیش نیست و حکایت از نقصان سلوکی و سالک دارد ؛ به عبارتی دیگر هرگونه ادعای بی نیازی از ریاضات شرعیه ،حکایت از دو مطلب دارد :

1-نقصان حاصل در سیر و سلوک (رعایت نکردن آداب و رسوم طریقت و شریعت)

2-نقصان حاصل در سالک(نداشتن ظرفیت وجودى)

بنابراین قابل پذیرش نیست و اگر در این موارد سخنی از بزرگی رسیده باشد باید آن را تآویل نمود .

حدیث از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و صلم ) : ألشَّریعَةُ اَقْوالى وَالطَّریقَةُ اَفْعالى وَالْحَقیقَةُ اَحْوالى

شریعت ؛ گفتار و سنت و مقررات الهی من است .طریقت مجموعه اعمال و حرکات و اخلاق من است و حقیقت حال و احوال ثابت و درست و استوار من است .

مطلب چهل و چهارم از کتاب مطالب سلوکیه :شریعت ،طریقت و حقیقت اموری سه گانه هستند که لازم و ملزوم یکدیگرند که هیچگاه در سیر وسلوک روحی و عملی سالک الی الله از یکدیگر جدا نمی شوند .چراکه رسیدن به بالاترین مقام بدون تطبیق تعالیم شرعی ،به دست نمی آید ،لذا موفقیت های علمای شریعت به علت التزام عملی ایشان به سیر وپیشرفت در این راه مهم و خطیر از دیگران بیشتر است .

استاد سیر و سلوک به مسایل شرع مقدس ،اهتمام فوق العاده می ورزد و تمامی آنچه به شاگردانش می گوید مستند و مبتنی بر مبنای شریعت است زیرا قاعده ی عمومی در این راه آن است که سالک با تطبیق اعمال خود با شریعت اهل سیر و سلوک می گردد و به عبارتی دیگر راه رسیدن به حقیقت قرب و کمال و همان عمل به شرع است و لا غیر .

در واقع این ضابطه معیار و میزان سالکین طریقت صحیح در قیاس با سایر راه های باطنی می باشد ؛پس هرکس با ما در این مبنا و اعتقاد هم فکر نیست باید به این مطلب مهم پی ببر که :

آری , ممکن است کسی که علم فقه و شریعت می آموزد به سیر باطنی توجه نداشته باشداما آن که سیر صحیح در باطن می کند ممکن نیست که متوجه دستورات شرع نشود در غیر این صورت هرکه باشد گمراه است .

 

هدف نهایی از سیر و سلوک

الف: عرفان های کاذب

ب: عرفان اسلامی

الف:عرفان های کاذب :

 هدف نهایی عرفان های کاذب رسیدن به قدرت روحی و ثروت دنیوی(لذت شهوانی- لذت خوردن و خوراک و ...)

ب:عرفان اسلامی:

در عرفان اسلامی نتیجه سیر و سلوک طبق قرآن (سوره انشقاق آیه 6)رسیدن بهقرب خداوند متعال که مرتبه عالیه است و درمرتبه نازلهِ آن شوق به بهشت وخوف از آتش است.

کسی که می داند خطری تهدیدش می کند آیا در فکر علاج خطر بر می آید یا بی تفاوت است؟ کسی که به جهنم وارد می شود همیشه در بین راه گرسنه و تشنه  می ماند زیرا غذای ایشان غسلین و ذریع است غسلین همان چرک آبه و ذریع تیغ می باشد چون آنها در دنیا به دیگران نیش می زدند و خار راه بودند چون اهلجهنم گرسنه و تشنه اند به بهشتیان می گویند از آب و غذای بهشت چیزی به ما بدهید زیرا شما سیراب و سیر و ما تشنه و گرسنه ایم و آنان در جواب می گویند خداوند آب ونان بهشت را بر کافران حرام کرده است.

 عرفان اسلامی که  بیانگر روش تقرب انسان به خداوند است آمیزه ای از معرفت و عبادت توحیدی خداوند است و اهل عرفان و توحید در تمام زندگی خود کاری جز خداشناسی توحیدی و پرستش توحیدی ندارد.

خداوند تبارک و تعالی  در قرآن ، سوره مبارکه  توبه آیه 31 می فرماید:و ما امروا الا لیعبدوا الها واحدا لا اله الا هو سبحانه عما یشرکون« یعنی ما در زندگی خود هیچ کاری جز پرستش توحیدی و خالصانه خدا ، نداریم کسی که معبودی جز او نیست و پاک و منزه از  شرک مشرکان است. »

و در جای دیگر سوره ذاریات آیه 56 و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون« خلق نکردیم جن و انس را مگر برای عبادت. »سوره نحل آیه 36

لقد بعثنا فی کل امه رسولا ان اعبدوا الله« در میان هر امتی پیامبری فرستادیم که ماموریتش توحید بوده است. »

به تعریفی عرفان اسلامی یعنی ؛

نوع سلوکی ، که باعث شکوفایی اقتدار والای انسان در دوحیطه علم و اراده خواهد بود.

·        ما باید تمام فعل و اعمال خود را اول برای خدا خالص کنیم یعنی اگر درس بخوانیم باید برای تقرب خداوند باشد اگر کاری می کنیم ،اگر ازدواج می کنیم و... همه باید طبق آیه 162 سوره انعام برای خدا باشد«  بدرستی که نماز و روزه و زندگی و مرگ همه برای رسیدن به خداوندگاری است که ربوبیت جهانیان را برعهده دارد. »

·        سلوک و قرب نظری به خداوند مهمترین و اولین نیاز انسان در مسیر شناخت خداوند به معنای وسیع کلمه ی ایمان به اوست.

·        از دیدگاه وحی انسان حقیقی مرکب از دو بعد روحی و جسمی است جسم انسان با مرگ او متلاشی شده  واز بین می رود و روح او که جوهره  ی اصلی وجود اوست باقیمی ماند و ابدی است در نتیجه کمال نهایی انسان مربوط به روح اوست  نه جسم او.

·        نفس به وسیله ی عادت بر باطل  لذت می برد و به کار ناپسند و زشت میل پیدا می کند پس برای عادت دادن او و به تحت فرمان بودن  اوامر الهی سعی و تلاش بسیار می خواهد.

منظور از تربیت انسان چیست ؟

منظور از تربیت انسان ، به فعلیت رساندن استعدادهای یالقوه ی او ست چون کمال هر موجودی در شکوفایی او،و به فعلیت رساندن استعدادهای بالقوه ی اوست لذا انسان اگر درست تربیت شود و همه جانبه  پرورش یابد به کمال نوعی خود خواهد رسید.به کمال رسیدن یعنی تکامل استعدادهای روحی و کمال روحی زمانی  قابل شناحت هستند که شخص خود  واجد آنها شود و با تجربه ی درونی و شهودی آن را دریابد لذا شناخت آنها برای کسانیکه خود به این کمالات دست نیافته اند از طریق تجربی امکان پذیر نیست.

بیشترین واژه هایی که در قرآن استعمال شده مربوط به صفات الهی به خصوص صفات الله است.

انسان با توبه و تزکیه نفس از صفات بشری و حیوانی که از موانع مهم راه خدا هستند پاک شده و با آراسته شدن به اخلاق انسانی و صفات الهی قدم بزرگی برای نزدیک شدن  به خدای تبارک و تعالی بر می دارد.

مراحل:

1) توبه  و تزکیه

2) انجام واجبات وترک محرمات

3)انجام مستحبات و ترک مکروهات

طلب

طلب در لغت به معنای خواستن و طلبیدن است در این مرحله سالک با متانت و دلیری

گام بر می دارد و باید اراده قوی و آهنین داشته باشد و به خاطر اینکه این وادی، وادی پرخطری است و لهذا سالک پیوسته بکوشد تا هدف و مقصود خود را که توسل به حق و حقیقت (به درگاه الهی) است با قبول همه ی مشکلات و بدون ترس و وحشتحاصل نماید .

طلب در قرآن سوره مبارکه عنکبوت آیه69 مطرح شده است .وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ ﴿۶۹وکسانىکهدرراهماکوشیده‏اندبهیقینراه‏هاىخودرابرآنانمى‏نماییم و در حقیقت‏خدا با نیکوکاران است

توصیه آیت الله بهجت به شاگردانش:

« نخست در طلب خود راست گو باشید تا در راستای آن به کمال و سعادت دست یابید و در نهایت به دانسته های خود عمل کنید.»

و در جای دیگر می فرمایند:

« اگر راست می گویید که طالب کمال و سعادت هستید پس اگر می بینید که چه چیزی خوب و درست است  آن را زیر پا نگذارید .»

 

پس این همه آزار و مجاهدت بسیار و این همه آداب و شرایط بی شمار که در راه سالک نهاده اند از آن جهت است که سالک شایسته صحبت دانا گردد هر سالک که به مقصد نرسید و مقصود حاصل نکرد آن صحبت دانایی  نرسید یعنی خدمت شخص بزرگی نرسید ای عزیز یعنی سالک اگر یک روز یا یک ساعت به صحبت برسد و شایسته صحبت دانایی باشد از آن بهتر باشد که صد سال بلکه هزارسال به ریاضات و مجاهدات مشغول باشد.

حدیث قدسی:

من طَلَبَنی وَجَدَنی، من وَجَدَنی عَرَفَنی، من عَرَفَنی اَحَبَنی، و من احَبَنی عَشَقَنی،ومن عَشَقَنی  عَشَقتُ، ومن عَشَقتُ قتلتُه، ومن قتَلتُه فعلیه دیتة /

خداوند می فرماید:آنکس که مرا طلب کند می یابد و آنکه مرا یافت می شناسد و آنکس که مرا شناخت مرا دوست دارد  و آنکس که مرا دوست دارد به من عشق می ورزد و آنکس که به من عشق ورزید من نیز به او عشق می ورزم و آنکس که به او عشق بورزم کشته ام می شود و آنکس که کشته ام شود خون بهایش بر من واجب است ؛ پس خودم خون بهای او هستم .

 

امام علی علیه السلام می فرمایند:« ثواب زیارت عالمی در نزد حق تعالی از هفتاد طواف خانه ی خدا بالاتر است. »

پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمایند:« نگاه کردن به چهره عالم از انجام اعتکاف به مدت یکسال در خانه خدا بالاتر است .»(البته عالمی که اهل عمل باشد)

« حاضر شدن در مجلس عالم از حضور در نزد هزار جنازه برای تشییع و عیادت هزار مریض و شب زنده داری هزار شب و روزه در هزار روز بالاتر است زیرا عبادت خدا در سایه ی علم انجام می گیرد و خیر دنیا و آخرت  وابسته به علم است. »

مطالبی از عرفان نظری که سالک را برای سیروسلوک عملی (عرفان عملی) آماده می کند

 

توصیه های عمومی اهل سلوک( آداب سلوک )

دستورات حضرت ایت ا... دکتر محمد صالح کمیلی(حفظه الله)

1.ابتدا توبه نصوح از گناهان، غسل توبه، نماز توبه و  استغفار به ترتیب عمل  روز یکشنبه اول ماه ذی القغده از مفاتیح الجنان

2. توجه به این شعر:                                                                                                                                                                                       پیمان سعی مگسل اگر کار مشکل است                        رهرو اگر ملول نشود ره دراز نیست

3. رو به قبله بخوابد و بنشیند و مطالعه کند.

4.همیشه باوضو باشد.

5. همیشه خدا را در نظر بگیرد و از غفلت پرهیز کند.

6. همیشه زبانش گویای ذکر خدا باشد(لا اله الا الله)یا (یاحی و یا قیوم)یا(من لا اله الا انت) که موجب حیات دل است البته یکی را به عنوان ذکر دائم و غالب انتخاب کند.

7. کم خوری و کم خوابی و کم گویی را پیشه خود کند.

8.سکوت را با تمرین ملکه خود کند.

9.از شش یا هفت ساعت بیشتر نخوابد.

10.تا گرسنه نشود نخورد و به هنگام خوردن خود را سنگین نکند بلکه با میل به غذا برخیزد.

11. از آجیل و تخمه و خوردنیهای  متفرقه بپرهیزد چون غفلت آور است(این مطلب به حسب افراد متفاوت است).

12. همیشه به حالت تشهد دوزاند بنشیند(در حد امکان).

13.همیشه متوسل به پیامبر و ائمه اطهار علیهم السلام باشد.

14.دائماً امام زمان عجل الله تعالی فرجه را یاد کند و پیوسته دل خود را به آن حضرت بسپارد.

15.حالت بین ترس و امید را در خود حفظ کند.

16.در پیش آمدها و امورات زندگی چون و چرا نکند هرچند که لازم است با تدبیر و حکمت و برنامه های عملی خود را تنظیم کرده و سهل انگاری نکند.

17.از غذا و لباس و پول و مکان و متعلقات دیگر شبه ناک دوری نماید.

18.از اجتماعات و معاشرت زیاد با مردم و اهل منزل در حذر باشد مگر به مقدار لازم و همیشه خلوت را  ترجیح دهد در حد مقدور و میسور.

19.خود را با ریاضات و جهاد بانفس متخلق به اخلاق حمیده نماید و از نیات رذیله و اخلاق ناپسند پاکیزه نماید.

20.به هنگام دعا و ارتباط با حضرت حق استاد و مربی خود را در نظر بگیرد.

21.همواره انگشتر عقیق و فیروزه در دست داشته باشد.

22. بعضی از مستحبات مثل نافله، نماز شب و غیره را در حد توان بجا آورد.

23.سوره های مسبحات شش گانه(حدید،حشر،صف،جمعه،تغابن،اعلی،)را هرشب قبل از خواب بخواند.

24. قرائت قرآن هر روز(اقل آن پنجاه آیه).

25.قرائت سوره «یس» بعد از نماز صبح.

26.سوره واقعه هرشب خصوصاً در نافله عشاء(نماز وتیره)خوانده شود.

27. خواندن و مداوت بر زیارت عاشورا و دعاهای عهد(صبح ها)،توسل،کمیل،سمات،ندبه، و جامعه کبیره و زیارت آل یاسین.

28.خواندن و مداومت بر مناجات «خمس عشر» و مناجات امام علی علیه السلام  و دعای حزین که بعد از نماز شب خوانده می شود و دعای «مکارم اخلاق» و برخی از ادعیه صحیفه سجادیه که با حال و وقت سالک مناسبت دارد.

29. خواندن و مداومت بر دعای «اللّهمّ عَرِّفنِی نَفسَک» بعد از نمازها و دعای «یَا مَن تُحَلُّ عُقَدُ المکارِه» و دعای «اَعدَدتُ لِکُلِّ هَولٍ لا اله الا الله».

30. خوش رفتاری با پدر و مادر،همسر،فرزند،برادر،خواهر،همسایگان و همه افرادی که با آنها برخورد دارد.

31. خواندن «دعای صباح» ویژه امام علی علیه السلام در هر صبحگاه.

32. سعی کند ظاهری شاداب و پرنشاط و دلی محزون و دائم المراقبه داشته باشد.

33. برای رشد حال روحی زاری و التجا به درگاه ایزد را وسیله قرار دهد.

34. احترام گذاشتن به ذریه پیامبر و اهل بیت علیهم السلام (سادات).

35.اعمالی را که موجب فروتنی است انجام دهد مانند سلام کردن به کوچکترها یا مرتب کردن کفشهای عزاداران و امثال آن.

36. رفتن به زیارت برادران دینی که کمک راه هستند.

37.در مسجد و حرم های ائمه اطهار علیهم السلام و امامزادگان زیاد  بنشیند تا  از فضای معنوی بهره کامل ببرد.

38.به زیارت اهل قبور برود بخصوص در عصر پنجشنبه و دارای آدابی است که باعث بهره گیری بهتر می شود از جمله:1)شب ها نرود چون کراهت دارد.2) در یک زمان و ساعت خاص در هفته رود.3) هفته ای نیم ساعت، آن هم یک مرتبه رود و اگر بخواهد بیشتر رود با استاد مشورت کند 4) در یک جایی بنشیند و در مرگ و حوادث بعد از آن، فنای دنیا و دعای«اَللَّهُمَ ارزُقنِی التَّجَافِی عَن دَارِ الغُرُور وَ الإنابةَ الی دارِ الخُلُود و الإستِعدادَ لِلمُوت قَبل حُلُولِ الفَوت».

39.     ترک اعتراض بر خدا در جمیع اتفاقات ناگوار که در مشیت الهی است.

40.     مداوت بر چهار عمل برای تهذیب نفس:اول: مشارطه(پایبندی به شروط برنامه ریزی شده در تهذیب نفس)، دوم:مراقبه(پیگیری مداوم در اجرای برنامه های تعیین شده تهذیب نفس در شبانه روز) ،سوم:محاسبه(بررسی موفقیت خود در پیشبرد برنامه های تنظیم شده روزانه به هنگام خواب)چهارم:معاقبه(تنبیه خود در کوتاهی از اجرای برنامه های تهذیب نفس،به شیوه مناسب)

41. مجاهده با نفس اماره وتحمل جفاهاو سختی های زندگی.

42. تفکر در خلوتگاه و جدی گرفتن آن:تفکر درآیات انفسی و آفاقی(نشانه های خداوند در وجود انسان و جهان طبیعت)وتفکر در اول و آخر هر انسان(ازکجا آمده ام در کجا هستم به کجا خواهم رفت)، در این حال چشم بر هم نهد و دل حاضر دارد.

43.در مسیر بازار ، کوچه و خیابان سربه زیر باشد(درحد متعارف).

44.کتابهای زیر را خوب بخواند و از آنها درس بگیرد:1.تذکره المتقین(شیخ محمد بهاری)(درمورد اذکار به استاد مراجعه شود)2.المراقبات3.اسرارالصلاه4.لقاء الله(هرسه از میرزا جواد ملکی تبریزی)5.معراج السعاده(ملااحمد نراقی)6.جامع السادات (ملا مهدی نراقی)7.مناز آلاخره(شیخ عباس قمی)8.آثار علامه طهرانی از جمله کتاب لبّ اللباب.روح مجرد           9.کتاب های حضرت استاد از جمله مطالب السلوکیّه 10.ونیز کتابهای که درمورد زندگی بزرگان و عرفا نوشته شده با نظر استاد انتخاب کند 11. کتاب های سید بن طاووس از جمله اقبال الاعمال.

45. برای اعمال السنه با نظر استاد و مشورت با او به کتاب اقبال الاعمال(سید بن طاووس) و مفاتیح الجنان( شیخ عباس قمی) و المراقبات (میرزا جواد ملکی تبریزی) مراجعه کند زیرا این کتاب ها مورد توجه خاص حضرت استاد کمیلی می باشد به طوری که در جلسات در ماه شعبان، رجب و رمضان. شاگردان با راهنمایی استاد به کتاب اقبال الاعمال مراجعه کرده و اعمال آن را انجام می دهند.

46.گفتن ذکر یونسیه (لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین)حداقل چهارصد مرتبه.البته در حال سجود و در مکان و زمان مشخص.بهترین زمان برای این ذکر بعدازنماز صبح یا بین نمازظهر و عصرویا بین نماز مغرب و عشاء یا در نیمه و آخرشب می باشد و باید تایک سال برآن مداومت کند و اگر هم به ضرورتی آن ذکر فوت شد باید در اولین فرصت ادا گردد.

47. هفتادمرتبه استغفار هر روز بعد از نماز صبح و ظهر و عصر.

48. سوره قدر صد مرتبه در شب و عصر جمعه.

49. مداوت بر دعای غریق(یا الله یا رحمان یارحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی  دینک)

50.خواندن حدیث عنوان بصری حداقل یکبار در هفته و به مضامین آن به دقت عمل کند که برای رهایی از خواسته های نفس بسیار مفید است.

51. سه روز روزه در وسط هرماه (13.14.15)و همچنین روزه گرفتن در چهارشنبه اول و آخر،پنجشنبه وسط هرماه و دوشنبه و پنجشنبه هرهفته(در انجام این عمل و هر عمل مستحبی باید به حفظ و توانایی بدن توجه داشت).

52. خدمات به استاد و به رفیقان راه و محبین خدا.

53. به نفس خود ارفاق کند، زیرا بدن مرکبی است که در رسیدن به مقصود نیازمند رسدگی است و بداند سیر مراحل به صورت تدریجی خواهدبود.

54. خواندن چهارقل و آیت الکرسی به هنگام خواب تا با یاد خدا خواب رود.

55. مراقبت بر برنامه های ماه رجب و شعبان و رمضان خصوصا اعتکاف ایا م البیض.

56. توسل به اهل بیت  بخصوص سیدالشهدا علیه السلام (در ما ه محرم و صفر توسل به سیدالشهدا شدت بگیرد زیرا شرکت در مراسم عزاداری و توسل به آن حضرت در این دو ماه نقش بسیار مهم در پروازهای سلوکی دارد) .

57. رؤیاهای  صادقه و مکاشفات یا دیگر حالات و پدیده های روحی و معنوی خدمت استاد عرضه داشتن زیرا از این حالات می شود فهمید سالک پیبشرفت داشته یا نه آیا مداومت بر دستورات داشته یا نه.

58. طبق نظر استاد بعضی از کتاب های عرفانی از جمله کتاب المطالب السلوکیه چون جنبه کاربردی و دستوری دارد باید آن را همیشه (خصوصاً در جلسات)همراه داشته باشد.

59.مواد گوشتی و حیوانی را در خوراک خود کم نماید.

60. جدول اخلاقی و سلوکی خود را نوشتن و خدمت استاد آوردن.

61. میزان پایبندی خود به دستورات را به گزارش دادن.

62.چون استاد جلسه مشاوره دارد وقت بگیرد و مشکلات خود(مخصوصاً مشکلات سلوکی را) با استاد در میان بگذارد.

63.به مسافرت های معنوی همراه استاد اهمیت دهد.

64.دستورات را به خاطر رضای خدا انجام دهد نه به خاطر اثر آنها. زیرا این راه، راهِ توحید است و سالک باید تمام توجه اش به حضرت حق باشد.

65.برخورد او در انجام دستورات مثل واجبات باشد و دستوری را ترک نکند و بر آنها مداومت داشته باشد.

66.اهمیت دادن به دستورات اربعینی به طوری که شرایط اربعینی را رعایت کند تا اربعینش به هم نخورد و بعد از پایان اربعین، برای گرفتن اربعین جدید به استاد مراجعه کند.

67.شرکت مرتب در جلسات سلوکی که توسط استاد برگزار می شود و آداب خاص و عام جلسه را رعایت کند.

68. برای گرفتن دستورات تفکری به استاد مراجعه کند زیرا دستورات تفکری دارای مراحلی است که چگونگی آن و رفتن از یک مرحله به مرحله دیگر باید زیر نظر استاد باشد.

69. رساله توضیح المسائل را یکبار بخواند و هر جا مساله جدیدی پیش آمد از مرجع تقلید خود استفتاء کند.

70. بعضی از این دستورات به حسب افراد قابل تغییر است و نباید تسریع و تشدید کرد و باید با استاد مشورت کرد.

براساس دستورات جناب استاد شیخ محمد صالح کمیلی (حفظه الله)

 

چهار مطلب اصلی در سیر و سلوک

الف: مشارطه

ب: مراقبه

ج: محاسبه

د: مؤاخذه یا معاقبه

 

الف: مشارطه :

عبارت است از این که در ابتدای روز با خود شرط کند که تا آخر روز از انجام هر گناهی دوری کند

( انجام واجبات و ترک محرمات ) و در ادامه شرط کند که مستحبات را انجام دهد و مکروهات را ترک کند .

امام خمینی ( رحمة الله علیه ) می فرماید :

« از اعمالی که برای مشارطه  لازم است آن است که در ابتدای روز ، مثلآ با خود شرط کند که امروز بر خلاف فرموده ی خداوند تبارک و تعالی رفتار نکند  . »( چهل حدیث)

پس از آن که سالک از معاصی توبه ی خالص و نصوح نمود اولین کاری که بر او واجب است آن است که راهی را پیش گیرد تا دیگر به سمت گناهان سابق بر نگردد و آن عملی که بهتر از هر کار دیگری وی را در رسیدن به این مطلوب یاری می دهد ؛ رعایت این سه رکن است .

علمای اخلاق بعد از توبه ، نخستین گامی که ذکر کرده اند  همان مشارطه است و بهترین وقت آن را

بعد از فراغت از نماز صبح دانسته اند .

مشارطه با خدا تا چه زمانی ادامه دارد ؟

زمان مشارطه تا هنگامی است که ترک گناه یا انجام واجبی که در مورد آن مشارطه انجام می شود ملکه ی راسخ نفس شود و به گونه ای نهادینه شود که انسان خود به خود آن را انجام دهد و نیازمند مشارطه نباشد .

از بعضی از دعاهای امام سجاد (علیه السلام ) در صحیفه ی سجادیه بر می آید که آن بزرگوار نیز عنایت خاصی به مسئله ی مشارطه داشته اند ؛

 در دعای سی و یکم صحیفه ی سجادیه معروف به دعای توبه، در پیشگاه خداوند عرض می کند :

« پروردگارا شرطی در پیشگاه تو کردم که به آن چه دوست نداری باز نگردم و تضمینی می کنم به سراغ آن چه ، آن چه تو مذمت کردی نروم و عهد می کنم از جمیع گناهان دوری گزینم . »

با استفاده از قرآن نیز بر می آید که یاران پیامبر ( صلی الله علیه و آله وصلم ) درباره ی مسائل مهم با خدا عهد و پیمان داشتند که آن نیز نوعی مشارطه است .

طبق آیه ی 23 سوره ی مبارکه ی احزاب : من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدواالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا« در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستاده اند بعضی پیمان خود را به آخر برده اند و در راه او شربت شهادت را نوشیدند و بعضی دیگر در انتظار، و هرگز تردید و تغییری در عهد و پیمان خود ندارند . »

سخن دیگر :

مشارطه ، از گام های مهمی است که برای تهذیب اخلاق برداشته می شود و بدون آن ، ابرهای تیره و تار غفلت و غرور ، سایه ی تاریک و شوم خود را می افکند و نجات از او بسیار مشکل است .

فیض کاشانی بر این باور است که باتوجه به مسائل جدید در روزهای سال ، و اتفاقات جدید در طول عمر انسان ، تا لحظه ی مرگ ، بی نیاز از مشارطه کردن با خدا نیست .

 

ب: مراقبه

مراقبه در لغت به معنی دیده بانی و محافظت است و در اصطلاح حالتی از احوال و طریق است که به  طی راه حق ، به منظور تقرب به خداوند و فناء در او و محافظت ازجوارح ار هر گونه عمل و خاطر مخالف و غیر حق ، با ملاحظه ی دائمی مقصود (حق تعالی ) می پردازد و فرآیندی است که طی آن سلوک همچنان در مراتب و درجات گوناگون و مقامات و منازلمتعدد ادامه می یابد .

تعریفی دیگر :

 مراقبه به معنی حضور دل است با خدا و عبادت است از یقین بنده به این که خداوند در جمیع احوال عالم بر قلب و ضمیر اوست و از رازهای درونی او آگاه است .

تعریفی دیگر :

مراقبه از ماده ی رقبه ؛ به معنی گردن گرفته شده است و از آن جا که انسان به هنگام نظارت و مواظبت ، از چیزی گردن می کشد و اوضاع را زیر نظر می گیرد .این واژه به معنی نظارت و مواظبت و تحقیق و زیر نظر گرفتن چیزی اطلاق شده است .

تعریفی دیگر :

مراقبه آن است که شخص برای رسیدن به قرب خداوند از یک سری از دستورالعمل ها پیروی تمام کرده و آن ها را عادت و ملکه ی ذهن خود گرداند و تسلیم مطلق فرمان خداوند است .

تعریفی دیگر :

مراقبه در تعبیرات علمای اخلاق در مورد مراقبت از خویش به کار می رود و مرحله ای است بعد از مشارطه ؛ یعنی انسان بعد از عهد و پیمان با خویش برای طاعت فرمان الهی و پرهیز از گناه باید مراقب پاکی خویش باشد ؛ چرا که اگر غفلت کند ممکن است تمام شرط و پیمان ها به هم بریزد .

بعضی از عرفا ، مراقبه را یک منزل می دانند

الف ) مانندقشیری دررسالۀ قشیریه می گوید ؛ کار سالک مراعات خطاب ایزدی کردن است و مراقب احوال خویش بودن است . ـ( قشیری، عبدالکریمص 389)

ب ) خواجه عبدالله انصاری نیز مراقبه را دوام ملاحظه ی مقصود و انتظار سالک برای واردات غیبی می داند . ـ (کاشانی، عبدالرزاق، شرح منازل السائرین، ص )147

ج ) سید شریف می گوید مراقبه، دوام علم عبد ، به این که رب در جمیع احوالش به او مطلع و آگاه است.

د ) ابن عربی در فتوحات مکی می گوید ؛ مراقبه آن است که شخص ، چه در ظاهر و چه در باطن مراقبت کند (. ابن عربی، محی الدین، فتوحات مکیه، ج 2، ص)

امام محمد غزالی مراقبه را حال می داند که نوعی علم آن را ایجاد میکند و آن حالت موجب اعمال در قلب و جوارح می شود . ـ( غزالی، محمد، احیاء علوم الدین، ص  699)

 

مراقبه در کلام عارف کامل و عارف واصل حضرت علامه طباطبایی :

« سالک باید از اولین قدم که در راه می گذارد تا آخرین قدم خود را از مراقبه خالی نداند و این از لزوم ضمیمه ی سالک است . باید دانست که مراقبه دارای درجات و مراتبی است، سالک در مراحل اولیه یک نوع مراقبه ای دارد و در مراحل دیگر ، انواع دیگری . هرچه رو به کمال رود و طی منازل و مراحل کند مراقبه ی او دقیق تر و عمیق تر خواهد شدبه طوری که اگرآن درجات از مراقبه را به سالک مبتدی تحمیل کند از عهده ی آن بر نیامده و یکباره بار سلوک را به زمین می گذارد ، یاسوخته و هلاکمی شود ولی رفته رفته در اثر مراقبه در درجات اولیه و تقویت در سلوک می تواند مراتب عالیه از مراقبه را در مراحل بعدی به جای آورد در این حالت بسیاری از مباهات در منازل اولیه بر او حرام و ممنوع می گردد . در اثر مراقبه ی شدید و اهتمام به آن آثار حب و عشق در ضمیر سالک هویدامی شود زیرا عشق به جمال و کمال ، خطری بیشتر بوده و بانهاد او ضمیر شده و در ذات او به ودیعه گذاشته شده است ؛ لیکن علاقه به کثرت و حب مادیات ، در حجاب های  عشق خطر می گردد و نمی  گذارد این پرتو ازلی ظاهر گردد و به واسطه ی مراقبه کم کم حجاب ها ضعیف شده تا بالاخره از میان می رود وآن عشق و حب خطری ظهور نموده ، ضمیر انسان را به آن مبدأ جمال و کمال ، رهبری می کند این مراقبه در اصطلاح عرفا تعبیر به ( می ) شده است .

 

به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات             بخواست جام می و گفت راز پوشیدن

در این بیت مقصود ؛ مراقبه  و کتمان است .

 

چون سالک در امر مراقبه مواظبت نمود ،حق تعالی از باب مهر و عطوفت ، انواری را به او به عنوان طلایع ظاهر می گرداند ، در ابتدای امر ، این انوار مانند برق ظاهر گشته و ناگهان پنهان می شود . این انوار کم کم قدرت یافته و مانند ستاره ی ریز درخشان می گردند سپس نیز قوت یافته به صورت ماه ، و بعداً به صورت خورشید پدید می آیند و گاهی مانند چراغی که افروخته باشند و یا مانند قندیلی نمایان  می شوند ، این انوار را در اصطلاح عرفا " نوم عرفانی " می نامند  .این انوار از قبیل موجودات برزخیه هستند ولی هنگامی که از این مراتب مراقبت ، سالک قوی تر گشت و رعایت مراقبه کامل نمود ، این انوار قوی تر شده و سالک تمام آسمان و زمین و شرق و غرب را یکپارچه روشن می بیند ؛ این نور، نور نفس است و هنگام عبور از عالم برزخ هویدا می شود ، لیکن در مرحله ی اولیه عبد  کهمی خواهد  تجلیات نفس شروع شود ، سالک نفس خود را به صورت ماده مشاهده می کند و به عبارت دیگر مشاهده می کند که خودش در برابر خودش ایستاده است و این ابتدای مرحله ی تجرد نفس  است .

مراتب مراقبه

1-مراقبه عوام ؛ که زایده ی خوف است و ترس از عذاب آخرت ، باعث مراقبت در اعمال و نیات آنان می شود .

2-مراقبه خواص ؛ که زایده ی حال رجاء ( امید ) است که در آن صورت سالک به امید عنایات کامله ی الهی مراقب خویش می شود .

انواع مراقبه

الف: مراقبه صدیقان

ب: مراقبه پارسایان

الف:مراقبه صدیقان

 دل آنان به عظمت و بزرگی حق تعالی مستغرق است و در آن جای الفاظ و فکر کردن به غیر حق نیست ، اگر با آنان سخن بگویی صدایت را نمی شنوند و اگر در جلوی آنان رد شوی تو را نمی بینند . یکی از عرفا از راهی می گذشت که مسیر آن از بازار بود ، از او پرسیدند در راه چه کسی را دیدی ؟ گفت :  « کسی را ندیدم . »

شیخ ابوبکر شبلی به نزد شیخ ابوالحسن نوری رفت . او را دید؛ که چنان  در حال مراقبه مستغرق بود که حتی یک تار مو از بدن وی تکان نمی خورد . گفت : « این مراقبه به این نیکویی را از چه کسی آموخته ای ؟ » گفت : « از گربه . که دیدم بر در سوراخ موش چنان به انتظار نشسته و حواسش جمع است . که از این طرز ، مراقبه ای که از من دیدی بهتر است . »

 

ب:مراقبه پارسایان

این افراد می دانند که خدای متعال بر احوال دل ایشان مطلع است و از او شرم دارند اما چنان مدهوش و مستغرق در عظمت حق تعالی نیستند که از خود و احوال عالم بی خبر شده باشند .در این وجه از مراقبه ، آدمی باید احوال و خواطر و حرکات خود را مواظبت نماید و برای انجام هر کاری دو نظر داشته باشد

1-نظر اول : قبل از هر کاری خدا را به یاد بیاورد و ببیند آیا این کار که انجام می دهد مورد تایید خداست ؟ یا در موافقت هوای نفس است ؟

2-نظر دوم : مراقبت درست ، در وقت عمل ، که این سه حالت دارد :

الف ) آیا این عمل ،طاعتی است ؟

ب ) آیا این عمل ،معصیتی است ؟

ج ) آیا این عمل ،مباحی است  ؟

توضیح :

الف ) مراقبت در طاعت آن است که با اخلاص و با حضور دل باشد و آداب را نگاه دارد .

ب )  مراقبت در معصیت آن است که شرم دارد و توبه کند و به کفارات مشغول شود .

ج ) مراقبت در مباح آن است که با ادب باشد و احساس کند که در همه وقت در حضور خداست ؛ مثلاٌ در هنگام نشستن با ادب بنشیند ، به هنگام خوابیدن رو به قبله و بر دست راست بخوابد ، هنگام خوردن طعام ، از تفکر فارغ نباشد .

برای رسیدن به استغراق کامل سه مرحله از مراقبه در نظر گرفته شده است  :

1-فکر کردن به مرگ

2-فکر کردن به خیالی بودن تصورات و ساخته ی ذهن بودن آن ها

3-فکر کردن به عدم

 

سالک ، با مراقبه گام در رفع حجاب های نورانی و ظلمانی می نهد .

تمام عرفا در این نظر متفق هستند که ؛ سالک بایستی در سیر خود ، تمامی قوای ظاهری و باطنی را تحت مراقبه ی خود و نظارت الهی قرار داده و فرامین حضرت حق را در مملکت وجود خود حاکمیت بخشد ، لذا مراقبه یک اصل بدیهی و ضروری در عرفان عملی است .

مراقبه در قرآن

1- « بی شک حافظان و مراقبانی بر شما گمارده شده است که اعمال شما را به دقت زیر نظردارند .»

2-« انسان هیچ سخنی را تلفظ نمی کند مگر اینکه فرشته ای نزد آن مراقب و آماده برای انجام مأموریت است .»

3- ان الله کان علیکم رقیبا » نساء / « به یقین خداوند مراقب شما است . »

4-« خداوند ناظر و مراقب هر چیزی است . »  (سوره مبارکه احزاب )

5-« آیا انسان نمی داند که خداوند ( همه ی اعمالش ) را می بیند . » «ألم یعلم بأن الله یری»  (سوره مبارکه علق آ یه 14 )

6- « پروردگار تو نگهبان و مراقب  هر چیز است . » (سوره مبارکه سباء  )

7- « بدانید خداوند از نیات درونی شما آگاه است . از او بترسید . » (سوره مبارکه بقره آ یه 235 )

8- « و شما سخن پنهان گویید یا آشکار ، در علم حق یکسان است که خداوند به اسرار دل ها هم البته آگاه است . » (سوره مبارکه ملک آ یه 13 )

مراقبه در اخلاق

1- ملا احمد نراقی در کتاب معراج السعادة ، فراموشی از اعمال را سبب هلاکت و خسران دانسته و مراقبه را ، ضدّ این فراموشی وغفلت می داند و چنین می گوید: «محاسبه آنست که در هر شبانه روزی وقتی را معین نماید که در آن وقت به حساب نفس خود برسد و طاعات و معاصی خود را موازنه نماید و مراقبه آن است که همیشه متوجه خود و مراقب ظاهر و باطن خود باشد که معصیتی از او صادر نشود و واجبی را ترک ننماید. ایشان سپس مجموعه این اعمال را مرابطه نامیده و آن را مرکب از چهار امر مشارطه، مراقبه، محاسبه و معاتبه می داند. ـ (نراقی، احمد، بی تا، معراج السعاده، انتشارات رشیدی،

 تهران، ص542 تا 546)

 2- خواجه نصیر الدین طوسی ، حقیقت مراقبه را حفظ حراست بندگی و بکار گیری آداب حضور خداوند تبارک و تعالی و مأموران وناظران او ذکر می کند .

3-شیخ بهایی می گوید : مراقبه بذر سعادت است و همه ی عبادات و ادعیه و اذکار برای به ثمر رساندن این بذر است .

ج: محاسبه

محاسبه یعنی اینکه انسان د هر شبانه روز وقی را معیین نماید که در آن وقت به حساب نفس خود برسد و طاعت و نافرمانی خود را برسی نماید پس اگر نفسش ا مقصر یافت آن را مورد سرزنش قرار دهد وگرنه پروردگارش ا شکروسپاس گوید.

محاسبه در احادیث

امام رضا(علیه السلام) می فرماید: آنکسی که نفسش محاسبه نکند تا اگر نیکی کرده است از خدا بخواهد بیشتر نیکی کند و خدا را بر آن سپاس گوید و اگر بدی کرده از خدا آمرزش بخواهد و توبه نماید.

امام علی(علیه السلام) می فرماید( مَن حاسَبَ نفسَهُ وَقَفَ علی عُیُوبِهِ؛)هر کس به حساب نفس خود رسیدگی کند به عیب هایش آگاه شود. (شرح غررالحکم، ج5، ص299)

امام علی(علیه السلام) می فرماید: (ثَمَرَةُ الْمُحاسَبَةِ إصْلاحُ النَّفْسِ؛ )نتیجه حسابرسی اصلاح خویشتن است.

امام علی(علیه السلام) می فرماید) ما اَحَقَّ لِلاِْنْسانِ اَنْ تکونَ لَهُ ساعةٌ لا یَشْغَلُهُ شاغِلٌ یُحاسِبُ فیها نَفْسَهُ، فَیَنْظُرَ فیما اَکْتَسَبَ لَها وَعَلَیْها فى لَیْلِها وَنَهارِها)قدر خوب است که انسان ساعتی برای خود داشته باشد که هیچ چیز او را به خود مشغول نسازد و در این ساعت محاسبه خویش کند و ببیند چه کاری به سود خود انجام داده و چه کاری به زیان خود و در آن شب و در آنروز.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرماید: (لا یَکُونُ الرَّجُلُ مِنَ المُتَّقینَ حَتَّی یُحاسِبُ نَفسَهُ أشَدُّ مِن مُحاسَبَةِ الشَّریکِ شَریکَه؛)آدمی از پرهیزگاران نمی شود مگر اینکه حسابرسی او از نفسش سخت تر از حساب کشیدن او از شریکش باشد. (وسایل الشیعه، ج16، ص96)...

مواخذه:

اینکه انسان برای نافرمانی های خویشتن به نوعی تنبیه قرار دهد تا نفس سرکش را رام کند و چه بهتر که آنچه را که با نفس ناسازگار و ناملایم میباشد به عنوان جریمه مقرر نماید و همچنین در معاقبه خویش میتواند عکس خلاف را انجام دهد به طور مثال اگر سفر حرام انجام داد در مقابل سفری انجام دهد که آثار مطلوب خواسته شده شارع مقدس در آن باشد ویا در برابر بیداری شب به معصیت به بیداری شب برای عبادت خود را مشغول سازد.

منبع:

http://komeily.com/index.php?option=com_content&view=article&id=1120

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی