وب نوشتهای عرفانی و ادبی

ادبی ؛ عرفانی و ...

وب نوشتهای عرفانی و ادبی

ادبی ؛ عرفانی و ...

وب نوشتهای عرفانی و ادبی
عابدان از گناه توبه کنند
عارفان از عبادت استغفار

نشانی در بلاگفا : http://mrfarzi.blogfa.com

کانال: https://t.me/erfaan_amali

تفاوت عرفان با تصوف باطل

شنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۵، ۰۴:۴۱ ب.ظ

نویسنده: آیةالله حاج شیخ علی رضائی

منبع: کتاب سیر و سلوک (طرحی نو در عرفان عملی شیعی) ، صفحهٔ ۶۲۵ تا ۶۳۳
فهرست
  • ↓۱- تفاوت راه عرفان با مسلک تصوف باطل
  • ↓۲- عرفان صحیح یا تصوّف منحرف
  • ↓۳- شاخصه‌های تصوف منحرف
    • ↓۳.۱- ۱. تقویت نفس
    • ↓۳.۲- ۲. آداب ساختگی
    • ↓۳.۳- ۳. بدبینی به علمای ظاهر و فقها
    • ↓۳.۴- ۴. بدعت در دین
    • ↓۳.۵- ۵. یک‌سویه‌نگری به دین
    • ↓۳.۶- ۶. موروثی بودن سمت استادی
    • ↓۳.۷- ۷. مبالغة بی‌جا
  • ↓۴- نوشتار‌های مرتبط
  • ↓۵- پانویس

تفاوت راه عرفان با مسلک تصوف باطل

به این عبارات توجه فرمایید:

۱. عارف کامل و فقیه گران‌قدر مرحوم آیت‌الله حاج ملا حسینقلی همدانی در نامه‌ای به یکی از علمای تبریز می‌نویسد:

«مخفی نماند بر برادران دینی که به جز التزام به شرع شریف در تمام حرکات و سکنات و تکلّمات و لحظات و غیرها راهی به قرب حضرت ملک الملوک جل جلاله نیست و به خرافات ذوقیّه، اگر چه ذوق در غیر این مقام خوب است، «کما هو دأب الجهّال و الصوفیّة خذلهم الله جل جلاله»؛ («آن‌چنان که روش نادانان و صوفیان ـ که خدای بزرگ خوارشان سازد ـ می‌باشد»)، راه رفتن «لایوجب الا بُعداً»؛ («جز مایة دوری نیست»). حتی شخص هرگاه ملتزم بر نزدن شارب و نخوردن گوشت بوده باشد، اگر ایمان به عصمت ائمة اطهار: آورده باشد، باید بفهمد از حضرت احدیت دور خواهد شد [۱] و هکذا در کیفیت ذکر بغیر ما ورد عن السادات المعصومین: «به جز آنچه که از پیشوایان معصوم وارد شده است» عمل نماید[۲] .

۲. عارف کامل آیت‌الله حاج سید علی آقا قاضی در نامه‌ای به شاگردش، عارف سینه‌چاک [۳] آیت‌الله حاج سید محمدحسن طباطبایی تبریزی می‌نویسد:

«با دراویش و طریق آنها کاری نداریم، طریقه، طریقۀ علما و فقهاست. با صدق و صفا»[۴].

۳. سالک شهید مرحوم آیت‌الله شیخ مرتضی مطهری می‌گوید:

«از قرن نهم هجری به بعد، به نظر ما عرفان شکل و وضع دیگری پیدا می‌کند. تا این تاریخ شخصیت‌های علمی و فرهنگی عرفانی همه جزء سلاسل رسمی تصوفند و اقطاب صوفیه شخصیت‌های بزرگ فرهنگی عرفان محسوب می‌شوند و آثار بزرگ عرفانی از آنهاست. از این به بعد شکل و وضع دیگری پیدا می‌شود.

اوّلاً: دیگر اقطاب متصوفه همه یا غالباً، آن برجستگی علمی و فرهنگی که پیشینیان داشته‌اند، ندارند. شاید بشود گفت که تصوف رسمی از این به بعد بیشتر غرق آداب و ظواهر و احیاناً بدعت‌هایی که ایجاد کرده است، می‌شود.

ثانیاً: عده‌ای که داخل در هیچ‌یک از سلاسل تصوف نیستند، در عرفان نظری محی‌الدینی متخصص می‌شوند، که در میان متصوفه رسمی نظیر آنها پیدا نمی‌شود.

ثالثاً: از قرن دهم به بعد ما به افراد و گروه‌هایی برمی‌خوریم که اهل سیر و سلوک و عرفان عملی بوده‌اند و مقامات عرفانی را به بهترین وجه طی کرده‌اند بدون آنکه در یکی از سلاسل رسمی عرفان و تصوف وارد باشند و بلکه اعتنایی به آنها نداشته و آنها را کلاً یا بعضاً تخطئه می‌کرده‌اند. از خصوصیّات این گروه که ضمناً اهل فقاهت هم بوده‌اند وفاق و انطباق کامل میان آداب سلوک و آداب فقهیه است» [۵].

عرفان صحیح یا تصوّف منحرف

از عبارات نقل شده، به روشنی به دست می‌آید که راه صحیح عرفان مغایر با راه تصوف منحرف است و متصوفه، به‌خصوص از قرن نهم به بعد، گرفتار آدابی ساختگی و بعضاً خلاف شریعت شدند، ولی از طرفی دیگر عارفانی بوده‌ و هستند که هیچ ارتباطی در افکار و رفتار با صوفیان نداشته، بلکه آنان را تخطئه می‌کرده‌اند، ولی در اوج عرفان و سلوک سیر کرده‌اند و فقه و عرفان را چون شیر و شکر ممزوج ساخته و غذای جان ساخته‌اند. اینجاست که باید گفت:

نه هر که چهره بـر افروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سکندری داند
نه هرکه طرفِ کُلَه کج نهاد و تند نشست
کـلاه‌داری و آیین سـروری داند
هـزار نکتـة بـاریک‌تـر ز مـو اینجاست
نه هر کـه سر بتراشد قلندری داند [۶]

شاخصه‌های تصوف منحرف

تصوف منحرف و عرفان صحیح شاخصه‌هایی دارند که بازشناسی این دو از یکدیگر را آسان می‌سازد.

به چند نمونه اشاره می‌کنیم:

۱. تقویت نفس

تصوف منحرف در صدد تقویت نفس است و عرفان صحیح در پی فنای نفس. ممکن است در تصوف هم بر فنا تاکید شود، ولی در عمل، هدف تقویت نفس است.

۲. آداب ساختگی

تصوف منحرف، گرفتار آداب و عادات ساختگی است، همانند:

الف. کوتاه نکردن موی سر و صورت

تراشیدن موی سر مستحب است و نیز کوتاه کردن نوک شارب و محاسن به مقدار یک قبضه از ذَقَن (چانه)، مستحب مؤکد است. بلند کردن موی سر اگر مایة تشبّه مرد به زن گردد، به فتوای فقهای شیعه حرام است. برخی مشایخ تصوف در ایران، کتابی به نام «رفع شبهات» نوشته‌اند و ادله‌ای بر جواز بلند کردن